پیش دانشگاهی
پیش‌دانشگاهی

در نظام آموزشی ایران سال آخر تحصیلات قبل از دانشگاه پیش‌دانشگاهی نامیده می‌شود. معاونت متوسطه نظری مهارتی سازمان‌های آموزش و پرورش بر این مقطع نظارت دارند. بر اساس قانون سال ۱۳۹۰ دانش آموزان در این مقطع باید در کلاس های خود به طور حضوری شرکت کنند.





حذف دوره‌ی پیش‌دانشگاهی

دوره‌ی پیش‌دانشگاهی بر اساس رای تاریخ ۱۳۸۸/۱۱/۲۷ و در راستای سند تحویل بنیادین آموزش و پرورش حذف شد.




تغییر نام پیش دانشگاهی

در سال تحصیلی ۱۳۸۹ آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران، نام مقطع پیش دانشگاهی را به سال چهارم دبیرستان تغییر داد و مراکز دبیرستان و پیش دانشگاهی را یکی کرد.







هنرستان

دانش آموزان در ایران، در صورت تمایل به دست آوردن مهارت‌های فنی یا هنری پس از پایان سال نخست دبیرستان به هنرستان می‌روند. هنرستان یک دوره ۲ ساله آموزش فن و هنر است و بیش از ۱۰۰ رشته مختلف دارد.

افرادی که هنرستان را به پایان می‌رسانند بدون گذراندن دوره پیش دانشگاهی می‌توانند در کنکور کاردانی پیوسته(فوق دیپلم) شرکت کنند. در صورت تمایل امکان ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر وجود دارد. شهر تبریز ( شهر اولین ها ) در موردهنرستان نیز قدیمی ترین آنها را داراست که تعدادی از آنها توسط آلمانی ها ساخته شده است مانند هنرستان فنی وحدت واقع در باغ گلستان و سایر هنرستان هایی جدید که علاوه بر فنی، حرفه ای و کاردانش نیز هستند نظیر هنرستان همت واقع در ولیعصر.


رشته‌ها در دوره فنی و حرفه‌ای

زمینه خدمات :
گروه بهداشت : کودکیاری
گروه مدیریت خانواده : مدیریت خانواده
گروه اداری و مالی : حسابداری بازرگانی
گروه کامپیوتر : کامپیوتر
گروه هنر : انیمیشن ، سینما ، صنایع دستی ، طراحی و دوخت ، مرمت آثار فرهنگی ، موسیقی مبانی آهنگسازی ، موسیقی نوازندگی سازهای ایرانی ، موسیقی نوازندگی ساز جهانی ، نقاشی ، نقشه کشی معماری ، نمایش ، پشتیبانی صحنه ، چاپ دستی ، گرافیک
زمینه صنعت :
گروه برق : الکترونیک ، الکترو تکنیک
گروه علوم و فنون دریایی : الکترونیک و مخابرات دریایی ، مکانیک موتور های دریایی ، ناوبری
گروه عمران : ساختمان ، نقشه برداری
گروه مواد : سرامیک ، صنایع شیمیایی ، صنایع نساجی ، متالوژی ، معدن
گروه مکانیک : تاسیسات ، ساخت و تولید ، صنایع فلزی ، صنایع چوب و کاغذ ، مکانیک خودرو ، نقشه کشی عمومی ، چاپ
زمینه کشاورزی :
امور دامی ، امور زراعی و باغی ، صنایع غذایی ، ماشین های کشاورزی
رشته‌ها در دوره کار دانش




زمینه ی صنعت


گروه برق
الکتروتکنیک: برق ساختمان ، برق صنعتی ، برق ماشین آلات ، تابلوسازی برق صنعتی ، تعمیر وسایل برقی خانگی ، شبکه های هوایی ، ماشین های الکتریکی ، نصب و سرویس آسانسور
الکترونیک :الكترونيك صنعتي ،تعمير تلويزيون رنگي ، تعمير دستگاههاي پزشكي ،تعمير ماشينهاي اداري ، تعميرتلفنهاي روميزي و همراه ، سيسمتهاي صوتي تصويري
کنترل: اتوماسيون صنعتي ، تعميرابزار دقيق ، ميكروكنترولر AVR




گروه سرامیک
سفالگری :سفال و لعاب ،سفالگري ، معرق كاشي ،کاشی سازی هفت رنگ
صنایع شیشه ای :شيشه گري ،شيشه گري آزمايشگاهي ،عينك سازي (اپتيك)




گروه شیمی
شیمی صنعتی:آبكاري فلزات ، فرآوري چرم




گروه عمران:

ساختمان: بتنكاري ساختمان، ساختمان سازي ، سنگ و كاشي كاري ، كارهاي عمومي ساختمان ،كارهاي فلزي ساختمان
معماری:تزئينات داخلي ساختمان ، طراحي معماري داخلي ،معماري آيينه كاري ،معماري داخلي، نقشه كشي ساختمان ، هنر آينه كاري




گروه مواد
سرامیک: سرامیک سازی
متالوژی : ريخته گري ، مدلسازي




گروه مکانیک
تاسیسات:آبگرمكن خورشيدي ، تأسيسات بهداشتي ساختمان ،تأسيسات تهويه مطبوع ساختمان، تأسيسات حرارتي برودتي ، تأسيسات گازرساني، تأسيسات گرمايي ساختمان، تعمير دستگاههاي گازسوز،تعمير چيلرتراكمي ، تعميرپمپ و شير ، دستگاههاي سردكننده
ساخت و تولید: تراشكاري ، تراشكاري CNC ،تراشكاري و فرزكاري ، تعمير ماشين ابزار ،فرزكاري ،فرزكاري CNC ، قالب سازي فلزي ، ماشين ابزار ، مكانيك صنايع ، نقشه كشي صنعتي به كمك رايانه، پلاستيك كاري
سازه های فلزی: بازرسي جوش اسكلت فلزي ، جوشكاري برق ،جوشكاري برق و گاز ،جوشكاري گاز ،جوشكاري گاز محافظ 2OC ،درو پنجره سازي آلومينيومي ، درو پنجره سازي آهني ، ورقكاري
صنایع دریایی: ساخت شناور فايبرگلاس
صنایع چوبی:تزئينات داخلي چوبي ، رنگ كاري مصنوعات چوبي ، ساخت شناورهاي چوبي صيادي ، كابينت سازي چوبي ،كاربري دستگاه CNC چوب
عیب یابی و تعمیر: تعمير برق اتومبيل ،تعمير ماشينهاي راهسازي ، تعمير موتور خودرو ، تعمير موتور ديزل دريايي ، تعمير موتور و برق خودرو ، تعمير موتورسيكلت ، تعميربدنه اتومبيل ،تعميرخودروهاي تجاري ، تعميرموتور قايق ،خدمات فني خودرو ، صافكاري نقاشي خودرو
معدن :استخراج معدن ، فرآوري سنگ
نساجی: ريسندگي ، قالي بافي ماشيني ، نساجي عمومي
چاپ : چاپ افست

زمینه ی خدمات
حمل و نقل : حمل ونقل هوايي
خدمات اجتماعی : آتشنشاني ، هتلداري و سياحتي ، پيرايشگري
خدمات غذایی : آشپزي ، كنترل توليد مواد
صنایع دستی : صنايع دستي ظريف ، هنرفرش
کامپیوتر : کامپیوتر
مالی و اداری : امور اداری ، امور بازرگاني ، امور مالی
هنر : فرهنگی ادبی ، كارهاي هنري درخانه ، موسیقی ، هنرهای تجسمی ، هنرهای نمایشی
پوشاک : خیاطی ، كفش و سراجي
بهداشت و درمان : پيراپزشكي
زمینه ی کشاورزی
امور باغی : درختكاري ، سبزيكاري ، فضاي سبز ، گل كاري
امور دام و طیور: بهداشت دام و طيور ، دام ، طيور
امور زراعی : زراعت ، گياهان دارويي
جنگل و مرتع : آبخيزداري ، جنگل ، جنگل و مرتع ، مرتع
حشراتت مفید : زنبور عسل ، كرم ابريشم
شیلات: آبزیان
صنایع غذایی : فرآورده هاي آبزيان ، فرآورده هاي دامي
ماشین های کشاورزی: تعمير ماشينهاي كشاورزي ، كاربري ماشينهاي كشاورزي






هنرکده
هنرکده . [ هَُ ن َ ک َ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) هنرستان . هنرسرا. جای آموزش هنر: هنرکده ٔ خیاطی، هنرکده ٔ نقاشی، هنرکده ٔ صنعتی .




مدرسه

مدرسه مکان آموزشی است که برای آموزش دانش آموزان تحت رهبری معلمان طراحی شده است. در زبان امروزی به مکان‌های آموزشی پائین‌تر از سطح آموزش عالی که، آموزش عمومی در آن‌ها صورت می‌گیرد، گفته می‌شود.

اکثر کشورها سیستم آموزشی خاصی دارند، که طبق این سیستم شرکت در مدارس اجباری می‌باشد. نام مدارس در کشورهای مختلف متفاوت است که عموما شامل مدارس ابتدایی برای کودکان و راهنمایی برای نوجوانانی که تحصیلات ابتدایی را با موفقیت پشت سر گذاشته‌اند، می‌شود.

در ایران مدرسه‌ها در سه گروه دبستان، راهنمایی و دبیرستان (هنرستان‌ها، از نظر مقطع، برابر با دبیرستان‌ها هستند) هستند. در مدرسه کسانی هستند که مسئولیتهایی را بر عهده دارند مانند مدیر که ریاست مدرسه را بر عهده دارد و معاون‌های آموزشی، تربیتی (پرورشی)، فناوری و آموزگاران. مدرسه زیر نظر ادارهٔ اموزش و پرورش هر شهر اداره می‌شود. بجز این مدارس دانش آموزان می‌توانند برای یادگیری به مراکز دیگری قبل یا بعد از تحصیلات ابتدایی و راهنمایی مراجعه کنند.

کودکستان‌ها و مهدکودک‌ها که قبل از مدارس ابتدایی هستند برای کودکان بسیار کوچک (عموما بین ۳ تا ۵ سال) مورد استفاده قرار می‌گیرند. بعد از مدارس راهنمایی و دبیرستان دانش آموزان به دانشگاه برای تحصیلات عالی می‌روند. همچنین مدارس غیر انتفاعی وجود دارند که زمانی ساخته می‌شوند که دولت نمی‌تواند از تحصیلات (رشته) خاص پشتیبانی کند یا وسایل آزمایشگاهی مناسبی را در اختیار دانش آموزان قرار نمی‌دهد. اولین مدرسه در تاریخ مدرن ایران، مدرسه دارالفنون بود که میرزا تقی خان امیر کبیر آن را در زمان ناصرالدین شاه تاسیس نمود.





پیرامون واژه

واژهٔ مدرسه که در فارسی و عربی امروز کاربرد دارد، واژه‌ای عربی و از نظر دستور زبان عربی، اسم مکان است. یعنی مکانی که محل «درس و درس خواندن و درس دادن» است.

نام مدرسه معمولا با نام معلم گره خورده است. معلم کسی است که دانش آموزان را در راه یادگیری کمک و هدایت می‌کند. در این بین به معلم دورهٔ ابتدایی (آموزگار) و به معلم دورهٔ دبیرستان (دبیر) می‌گویند.

از مدارس معروف می‌توان به مدرسه البرز و مدرسه کمال اشاره کرد.

همچنین از مدارس مذهبی معروف تهران می‌توان به مدرسه علوی، مدرسه نیکان، مدرسه صالح (منطقه ۷) و مدرسه احسان اشاره کرد.





ویژگی‌های مدارس خوب

والدین همیشه به دنبال یافتن مدرسه‌ای خوب برای تحصیل فرزند خود هستند. در زیر چند ویژگی یک مدرسهٔ خوب بیان می‌گردد.

۱- مدیر مدرسه خوب دارای برنامه آموزشی و تقو یم اجرایی سالانه فعالیت‌ها و ... می‌باشد. ۲- عوامل آموزشی مدرسه خوب با دانش آموزان دوست و رفیق هستند. ۳- معلمین از سواد کافی برخوردارند و با مسایل تعلیم و تربیت و روانشناسی آشنایی دارند. ۴- تعامل مناسبی بین عوامل آموزشگاه و دانش آموزان و اولیاء برقرار است. ۵- نظام مشاوره‌ای مدرسه خوب، کارا و اثربخش است. ۶ - مدرسه خوب دانش آموز را با مهارت‌های زندگی آشنا می‌کند به نحوی که به راحتی می‌تواند، وارد جامعه شود. ۷ - در مدرسه خوب، میراث فرهنگی، وطن دوستی، احترام به نیاکان و تاریخ و پرچم و ... گرامی داشته می شو د. ۸- فضای آموزشی مدرسه خوب (کلاس درس) متناسب با سن و پایه تحصیلی دانش آموزان محرک و جذاب است. ۹- فضای فرهنگی، هنری و فن آوری برای رفع نیازهای علمی و تحقیقی دانش آموزان مهیا می‌باشد. ۱۰- مدرسه خوب به شکوفایی استعداد و توانایی جسمی دانش آموزان اهتمام دارد و در جهت تامین فضا و امکانات ورزشی کوشا می‌باشد. ۱۱- در مدرسه خوب فضای نمازخانه رغبت انگیز، سالن‌ها وسیع و تمیز، سرویس‌های بهداشتی تمیز و استاندارد می‌باشد. ۱۲- مدرسه خوب به بهداشت روحی دانش آموزان توجه کافی دارد و با ایجاد کتابخانه، آزمایشگاه، اتاق خلاقیت و سالن سمعی و بصری در جهت تامین آن می‌کوشد. ۱۳- محیط آموزشی گویای معماری ایرانی و اسلامی و دارای پیام فرهنگی هنری است. ۱۴-گوش کردن به حرف معلم و دانستن درس. و ...

این مطلب برداشتی آزاد از مقاله‌ای در سایت مدرسه آنلاین است.





مدارس سنتی سواحل خلیج فارس

در سواحل جنوبی نیز مدارس از نظر شکل کالبدی و نوع مصالح همانند مساجد می‌باشند و همان تمهیداتی که جهت فراهم نمودن شرایط آسایش برای مساجد انجام می‌شد، برای مدارس نیز صورت می‌گرفت. این تمهیدات که در بناهایی با حیاط مرکزی و یا حیاط در یک سمت بنا بکار گرفته شده‌اند شامل: ارتفاع زیاد فضاهای مسکونی، بادگیرهای حجیم چهار طرفه، کوران دو طرفه هوا در داخل بنا، ایوان‌های عریض و مرتفع، پنجره‌های بلند و استفاده از نسیم شبانه روز بین دریا و خشکی می‌باشند.

همان اختلافی که بین مساجد سنی و شیعه دیده می‌شود، بین مدارس علمیه این دو مذهب نیز وجود دارد. مدارس اهل سنت دارای یک منار دو ماذنه است و قوس‌ها و ترئینات آن به ابنیه مذهبی جنوب خلیج فارس بیشتر شباهت دارد.





مدارس سنتی سواحل جنوبی دریای خزر

مدارس در سواحل جنوبی دریای خزر مانند مساجد، اکثرا به صورت حیاط مرکزی و درون گرا ساخته می‌شدند. البته به لحاظ جلوگیری از راکد ماندن هوای مرطوب و سنگین در صحن مدرسه و فضاهای اطراف آن سعی می‌شد باز شوهایی بر روی بدنه خارجی مدرسه قرار داده شود تا جابجایی و کوران هوا میسر گردد. مسجد جامع گرگان و مسجد جامع بابل هر دو به صورت مسجد مدرسه از نوع حیاط مرکزی و مدرسه علمیه سلیمان خان در ساری با حیاط مرکزی مستقل ساخته شده‌اند. مسجد مدرسه چها سوق در مجاور بازار قدیم بابل نیز به صورت حیاط مرکزی است و در یک ضلع آن مسجد و در ضلع دیگر آن اتاق‌های طلاب واقع است. ایوان سرتاسری در جلوی حجره‌های طلاب به عنوان یک فضای سر پوشیده که جابجایی هوا در آن تا حدی برقرار است، در طی ماه‌های گرم سال مورد استفادهٔ طلاب قرار می‌گیرد. این ساختمان مربوط به |دورهٔ صفویه است و در عهد قاجاریه تجدید بنا شده است. مصالح مورد استفاده و شکل کلی ساختمان مدارس در این سواحل همانند مساجد است و تنها تفاوت آن از لحاظ کالبدی، حجره‌های طلاب است که در دور حیاط مرکزی جهت اقامت طلاب ساخته شده است.





پلان مدارس

معمولا ۵ نوع پلان اصلی برای مدارس مورد قبول واقع شده‌اند:

پلان فشرده
پلان حیاط دار
پلان شعاعی
پلان خطی
پلان ارگانیک




اصول طراحی مدرسه

هر طرحی دارای اصول اولیه است که این اصول خلاقیت در طرح را از بین نمی‌برد بلکه طرح را از آشفتگی می‌رهاند.

مهمترین خصوصیاتی که در ساختار کلی یک مدرسه می‌تواند مورد توجه قرار گیرد در زیر ذکر شده است:

الگوهای سازماندهی مختلف و تلفیق آنها
فضاهای عمومی و ارتباط با جامعه (که معمولا در مجاورت ورودی ساختمان مدرسه هستند.)
ناحیه‌های مختلف فضایی (مانند ناحیه کلاس‌ها، ناحیه فضاهای عمومی، ناحیه فضاهای باز بیرونی و...)
نقش راهروها به عنوان مسیر و هسته سازماندهنده، نقاط تاکید مسیر (ابتدا و انتهای مسیر)، فضاهای همجوار مسیر، فضاهای درون مسیر و مانند آن.
فضاهای باز بیرونی (به صورت درون گرا یا یرون گرا).
استفاده از دسته فضاها و تشکیل واحدهای همجوار فضایی که خصوصا در سازماندهی کلاس‌ها موثر است.






دبیرستان

دبیرستان به محل تعلیم، مکتب و مدرسه‌ای گفته می‌شود که دانش‌آموزان در آن تحصیل کنند. دبیرستان در ایران بالاتر از

راهنمایی و پایین تر از دانشگاه است. دبیرستان در ایران شامل سه سال تحصیلی به علاوه یک سال دورهٔ پیش دانشگاهی(سال چهارم) است.

از دبیرستان‌های مشهور و قدیمی تهران می‌توان به دبیرستان دارالفنون، دبیرستان البرز، دبیرستان کمال و دبیرستان رهنما اشاره کرد.

همچنین از مدارس معروف مذهبی تهران می‌توان به،دبیرستان علوی، دبیرستان نیکان، دبیرستان صالح (منطقه 7) ،

دبیرستان احسان، دبیرستان روزبه و در غیر مذهبی به مجموعه دبیرستان‌های نمونه دولتی فرهنگ، علامه طباطبایی، مفید،

فرزانگان و علامه حلی اشاره کرد.


در سیستم آموزش قدیم ایران، دبیرستان یک دوره ۴ ساله بود.

دبیرستان‌ها معمولاً در سه گروه ریاضی و فیزیک، علوم تجربی و علوم انسانی فعالیت می‌کنند.

علت نامیده شدن این دوره تحصیلی به متوسطه آن است که این دوره بین تحصیلات ابتدایی و عالی (دانشگاه) قرار می‌گیرد.

در سیستم آموزش جدید در کشور ایران، دبیرستان در دو نوبت اول و دوم می‌باشد که نوبت اول شبیه راهنمایی و نوبت دوم شبیه دبیرستان در آموزش قدیم می‌باشد.

همچنین در ایران دبیرستان مجازی وجود دارد که دانش آموزان می‌توانند در خانه تحصیل نمایند.






دوره راهنمایی تحصیلی

دورهٔ راهنمایی در مدرسه‌های ایران به دوره سه‌ساله‌ای گفته می‌شد که در آن دانش‌آموزان در مقطعی بالاتر از دبستان و پائین‌تر از دبیرستان تحصیل می‌کردند. سه سال این دوره به ترتیب اول راهنمایی، دوم راهنمایی و سوم راهنمایی نام داشت. در اوایل دهه ۱۳۹۰، این نظام تحصیلی جای خود را به دو دوره شش‌ساله داد و دوره راهنمایی کنار گذاشته شد.

سیکل نامی عامیانه برای اشاره به اتمام دوره راهنمایی بود.

این مدرک یک درجه پائین‌تر از مدرک دیپلم بود.



ویژگی‌ها

در دورهٔ راهنمایی، عنوان‌های نوینی به کتاب‌های درسی افزوده می‌شدند که از میان آنها درس‌های عربی، انگلیسی، حرفه و فن و هنر بود. همچنین در سوم راهنمایی آموزه آمادگی دفاعی (برای دانش آموزان پسر و دختر) نیز وجود داشت.





مکتبخانه
مکتب یا مکتب‌خانه آموزشگاهی است که در آن معمولاً یک استاد که تحصیل کردهٔ علوم اسلامی است به کار آموزش می‌پردازد. این گونه مکان‌های آموزشی امروزه در کشورهایی همچون پاکستان و افغانستان رایج است ولی در ایران جای خود را به مدرسه داده‌است.




مکتبدار

در ایران قدیم به این استاد در صورت مرد بودن، مکتبدار یا آخوند یا آمیرزا (آقا میرزا) و استاد زن را خانمباجی یا ملاباجی می‌گفتند. مکتبدار معمولاً بجز عواید شهریه دانش آموزان، از راه عریضه نویسی، کاغذ نویسی و کاغذخوانی (نامه نگاری)، استخاره و همچنین رسیدگی به امور جزئی شرعی اهالی نیز در آمد داشت.




مکتب پسران

سن آغاز تحصیل برای کودکان حدود پنج سالگی بوده‌است. پس از آموختن هجا و ابجد (الفبای عربی)، شاگرد باید یک کله قند برای استاد می‌برده‌است. آموزش بعدی روخوانی جزء آخر قرآن (عم جزو) بوده و در همین حین نیز خواندن یک کتاب فارسی (معمولاً گلستان سعدی، کتاب جودی، خاله سوسکه، عاق والدین، ترسل) به کودک آموزش داده می‌شده. این روند تا هنگامی که کودک هشت ساله شود ادامه می‌یافته و پس از آن به پسران نوشتن می‌آموختند. علاوه بر نوشتن حروف، حساب و شرعیات (بر اساس رساله مرجع تقلید زمان) نیز به پسران آموخته می‌شد. پایان دوره آموزشی (که معمولاً پایان اطلاعات مکتبدار نیز بود) در اینجا فرا می‌رسید.





مکتب دختران

آموزش خواندن برای دختران مجاز بوده. ولی دختران نباید نوشتن می‌آموختند. و معروف بوده «دختر، مشق که بلد شد، کاغذپرانی می‌کند» (یعنی نامه عاشقانه می‌نویسد.)
دختر چو به کف گرفت خامه ارسال کند جواب نامه
آن نامه نشان روسیاهیست نامش چو نوشته شد گواهیست

همچنین دیدن دستخط دختر توسط نامحرم گناه بوده‌است. از سوی دیگر دختران در هشت یا نه سالگی وقت شوهر کردنشان بود. بنابراین معمول نبوده که دختر به غیر از خواندن چیزی یاد بگیرد.





تنبیه بدنی

از ابزارهای اولیه آموزشی مکتبخانه تنبیه بدنی بود. فلک و شلاق معمولاً نزدیک دست مکتبدار بوده‌است. بیم دادن از زیرزمین پر از عقرب نیز از تنبیهات معمول مکتبخانه‌ها بوده‌است. برای دختران معمولاً از فلک استفاده نمی‌شده‌است. نیشگون گرفتن و سوزن پشت دست زدن، تنبیه معمول دختران بود.





افول مکتبخانه در ایران

از دوره صفویان، ابتدا در اصفهان و سپس در تبریز و سایر شهرهای بزرگ، میسیونرهای مذهبی اروپایی اقدام به دایر کردن آموزشگاه‌هایی به سبک غربی نمودند. در انتهای دوره امیرکبیر، دارالفنون تاسیس شد و از زمان مظفرالدین شاه، دبستان و دبیرستان در ایران گشایش یافت. گذر از مکتبخانه‌ها به مدارس شاید یکی از موضوعات مهم در تاریخ مشروطیت ایران به شمار رود. با آغاز به کار رضاشاه و گسترش مدارس رایگان، عملاً بساط مکتبخانه‌ها برچیده شد.

مکتبخانه‌ها هنوز در کشورهایی همچون پاکستان و افغانستان رواج دارند.





دبستان

دبستان یا مدرسهٔ ابتدایی (به فارسی دری : مَکتَب ، جمع:مکاتب ؛ همچنین: صفوف اساسی ، در تاریخِ اسلامی : مَدرَسَه ) آموزشگاهِ کودکان و نوآموزان است که در آن آموزش ابتدایی درس داده می‌شود. گذراندنِ دبستان نخستین گامِ آموزش رسمی است که در کشورهای گوناگون دورهٔ آن ۵ یا ۶ تا ۱۱ سال است. دبستان‌ها در بعضی از کشورها مدرسه است و آموزش‌های پیش دبستانی یا راهنمایی / دبیرستان ممکن است در آن انجام گیرد. هر سال تحصیلی دبستان یک مرحله (صف ، کلاس) شمرده می‌شود که درجهٔ دانش آموز را با عدد ترتیبی روشن می‌کند. در کلاسِ اوّل ، توانایی خواندن و نوشتن آموزش داده می‌شود و در کلاس‌های بعدی متون بیشتر و آشنایی با مقدّمات علوم درس داده می‌شود تا دانش آموز به دبیرستان یا راهنمایی راه پیدا کند.





تاریخ

در کشورهای اسلامی

تاریخ دبستان‌ها در کشورهای اسلامی با مَدرَسَه‌ها پیوند دارد و شغل آموزگاری کودکان معلم الصّبیان رایج بوده است. از جمله این معلّمان در تاریخ ایران، ابومنصور عبدالملک ثعالبی بود. نخستین دستور اسلام برای آن معلّم‌ها ، « برابر انگاشتنِ همهٔ دانش آموزان » در زمینهٔ درس دادن بود. بزرگان دین اسلام و نویسندگان برجستهٔ آن‌ها کتاب‌های زیادی دربارهٔ شیوه‌های درس دادن نوشته‌اند که نام کلّی آن‌ها کتاب‌های آداب المتعلّمین می‌باشد که مشهورترین آن ها از نصیر الدین طوسی است. آداب المتعلّمین ها کتاب هایی درباره آداب آموزش و پرورش به شیوۀ توصیه شدۀ دین اسلام ، رسم علم آموختن و دانستنی های دانش آموز و مراتب اخلاقی آنان هستند که معمولاًٌ به زبانِ عربی نوشته می شدند.

در مدرسه‌های اسلامی همراهِ آموزش ابتدایی ، شریعت و احکام و زبان عربی درس داده می‌شد. حوزه‌های علمیه و نظامیه‌ها از جمله مدارس اسلامی اند که امروزه نیز اهمیّت آموزشی دارند. دورهٔ‌های مقدّماتی آن‌ها ، آموزش ابتدایی به شیوهٔ سنّتی است. نخستین مدرسه‌های اسلامی در کنارِ مسجدها ساخته می‌شد. همچنین نمونه‌های از جایگزینی خانهٔ دانشمندان و بزرگان علوم اسلامی به مدرسه در تاریخ یاد شده و ساختمانِ بعضی از آن‌ها هنوز برپاست ، که هنوز بعضی از آن‌ها پویایی دارند یا یا اثر تاریخی شده‌اند. مدرسه‌های اسلامی امروزی ممکن است ساختمانی نوین داشته باشند امّا همان کاربردِ سنتّی را دارند.





پیش‌دبستانی

دوره پیش‌دبستان یا دوره آمادگی در نظام آموزشی ایران، دوره‌ای است که کودکان در یک یا دو سال قبل از ورود به دبستان می‌گذرانند. این دوره جهت آماده ساختن کودکان ۵ ساله برای ورود به دبستان است و واحدهای مستقل یا ضمیمه دبستان‌ها تحت عنوان «آمادگی» تاسیس و توسعه یافته‌است. دراین واحدها، کودکان ۵ ساله به مدت یک سال طبق برنامه خاصی برای ورود به دوره بعد آماده می‌شوند. تعیین سیاست های آموزشی و پرورشی دوره کودکستان و آمادگی با شورای عالی آموزش و پرورش بوده و مسئولیت برنامه ریزی و پیش بینی ضوابط و مقررات این دوره برعهده دفتر آموزش ابتدایی و راهنمایی تحصیلی کشور است.






اهداف

در اسناد و مدارک مربوط به این دوره، اهداف دوره آمادگی بدین شرح آمده است:

کمک به رشد جسمی، ذهنی، عاطفی، شخصیتی و اجتماعی کودکان
پرورش توانایی ها و استعدادهای کودکان
تقویت قوای جسمی کودکان، به منظور آماده شدن آنان برای تحصیلات دوره ابتدایی
آماده کردن کودکان جهت فراگیری بیشتر و آسان تر مفاهیم آموزشی
فراهم کردن زمینه لازم برای آموزش بهتر در مناطق محروم و مناطقی که دارای گویش محلی هستند.
کمک به خانواده های کم درآمد، در استفاده از یک محیط سالم تربیتی برای پرورش کودکان آنها.





دانش‌آموز
دانش‌آموز از لحاظ لغوی به معنی کسی است که دانش می‌آموزد و در اصطلاح، برای اطلاق به محصلان رسمی در سطح تحصیلات پیش از دانشگاه به کار می‌رود.




روز دانش آموز

۱۷ نوامبر روز جهانی دانش‌آموز شناخته شده به یاد تمام دانش‌آموزانی که در جنگ جهانی دوم کشته شدند
۱۳ آبان در ایران روز دانش‌آموز شناخته می‌شود. ۱۳ آبان سالروز واقعه کشتار چندین دانش‌آموز تهرانی در محوطه دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۷ است.

دانش آموزان در سراسر جهان
دانش‌آموزان سودانی





ایران

در ایران دانش‌آموزان در هفت سالگی به ابتدایی می‌روند و هفت سال درس می‌خوانند سپس 3 سال راهنمایی را می‌گذارنند و بعد از چهار سال دوره دبیرستان به انخاب رشته می‌پردازند شش رشته اصلی عبارت است از

ریاضی فیزیک
علوم انسانی
تجربی
فنی‌حرفه‌ای
کار و دانش
معارف
شیمی

بعد از آن سال دوم و سوم دبیرستان را می‌گذارنند و دیپلم می‌گیرند و بعد از گذراندن یک سال دوره پیش دانشگاهی در کنکور شرکت می کنند و در صورت قبولی رشته‌های دانشگاهی را انتخاب می کنند .





دانش

دانش یا معرفت، ساختاری است برای تولید و ساماندهی یافته ها درباره ی جهان طبیعت، در قالب توضیحات و پیش‌بینی‌های آزمایش‌شدنی. علم دانش‌شناسی، با سه عنصر داده، اطلاعات و دانش سر و کار دارد. به عبارت دیگر، دانش‌شناسی به بحث و بررسی پیرامون دانش و عناصر سازنده آن، یعنی داده و اطلاعات می‌پردازد.

در یونان باستان، سقراط، سپس افلاطون و پس از او، ارسطو؛ به مخالفت با آراء پیشینیان پرداخته و اصول و قواعدی را به منظور مقابله با مغالطات و برای درست اندیشیدن و سنجش استدلال‌ها تدوین کردند.

مقارن با قرن پانزدهم میلادی، پژوهشگران در سراسر اروپا و خاورمیانه، قفسه‌های غبار گرفته ی ساختمان‌های قدیمی را جستجو کردند و دست‌نوشته‌های یونانی و رومی را پیدا کردند. در نتیجه، نوشته‌های باقی‌مانده از نویسندگان کلاسیک از جمله افلاطون، سیسرو، سوفوکل و پلوتارک به دوران رنسانس رسید. مطالعه ی این آثار، دانش نو نام گرفت. در آن زمان، ضمن احیای علاقه به نوشته‌های کلاسیک، به ارزش‌های فردی نیز توجه شد. این گرایش، انسانگرایی نام گرفت. زیرا طرفداران آن، به جای موضوعات روحانی، بیش از هر چیز، مسایل انسانی را در نظر گرفتند.انسانگرایی نیز مثل رنسانس، از ایتالیا ظهور کرد.

در رنسانس، گالیله، فیزیک (علم طبیعت) را سکولار کرد و آن را از الهیات (علم فراطبیعت) مستقل دانست. از آن پس، تکیه گاه فیزیک، خرد انسان بود.گالیله می‌گفت :

حقیقت طبیعت همواره در برابر چشمان ماست. اما، برای فهم این حقیقت باید با زبان ریاضی آشنا بود. زبان این حقیقت، اشکال هندسی، یعنی دایره، بیضی، مثلث و امثالهم است.

پس از آن، جریان فکری اصالت عقل، تحت تأثیر افکار افلاطون، توسط ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی، رنه دکارت که پدر فلسفه جدید لقب گرفته، به وجود آمد. دکارت، خرد بشری را به جای کتاب مقدس، سنت پاپ، کلیسا و فرمانروا قرار داد.دکارت، با این کار خویش، سوژه بزرگی آفرید. یکی دیگر از اندیشمندان این جریان فکری، لایبنیتز (۱۶۴۶ - ۱۷۱۶) فیلسوف، ریاضیدان و فیزیک‌دان آلمانی، می‌باشد که نخستین کسی بود که میان حقایق ضروری (منطقی) وحقایق حادث (واقعی) تمایز روشنی قائل شد. بعد از جدا شدن راسل و جی.ای.مور از ایده‌آلیست ها و با پیگیری ویتگنشتاین که شاگرد راسل بود، اثبات گرایی شکل گرفت و تا دهه 1920 میلادی، در اتریش، این جریان فکری ادامه داشت. طبق نظرات ایشان، فقط، معرفتی، معنادار و مطابق با واقع است که تحقیق پذیر تجربی باشند. به قول آگوست کنت، پدر پوزیتویسم، چون گزاره های متافیزیکی قابل تجربه حسی نیستند، فلذا غیر علمی بوده و مربوط به تاریخ هستند. این جریان فکری، توسط اعضای حلقه وین تأسیس شد و فلسفه‌ای را که به وجود آوردند که پوزیتویسم منطقی نام نهاده شد.

دانِش عبارت است از مجموعه دانستنی‌هایی که بشر برای زندگی خود از آنها بهره می‌گیرد. در زمان‌های قدیم دانش بشر محدود بود و گاهی حتی یک نفر می‌توانست بیشتر دانش بشری را در حافظه خود جای دهد. اما به تدریج با رشد معلومات، دانستنی‌های بشر طبقه بندی شدند و حوزه‌های مختلف و تخصصی دانش شکل گرفت.





واژه‌شناسی

از لحاظ لغوی باید بین دانش (Knowledge) و علم (Science) تفاوت قائل شد. از نظر رابطه منطقی می‌توان گفت که دانش (معادل Knowledge در فلسفه و شناخت‌شناسی حوزه ی زبان انگلیسی) مجموعه ی جامع‌تر و کلّی‌تری نسبت به علم (فقط معادل Science) بوده و علم می‌تواند به نحوی زیر مجموعه ی دانش به عنوان تمامی آگاهی‌های انسانی تلقی شود.

در حوزه ی زبان فارسی، دانش یا علم دربرگیرنده ی تمامی گونه‌ها و حوزه‌های شناخت و آگاهی در عام‌ترین معنای خویش است.

در یک نگاه کلّی می‌توان گونه‌ها و حوزه‌های دانش بشری را به سه حوزه ی کلان تقسیم نمود: ۱- هنر، ۲- فلسفه، و ۳- علم. برای آشنایی با هر حوزه از دانش بشری فراگیری مفاهیم، مبانی و نظریه‌های رایج در آن حوزه از دانش ضروری است.





زوجیّت دانش

چنان‌چه دانش را دارای طبیعتی زوج و دوگونه در نظر بگیریم، هر دانشی هم از نوع سخت است (یعنی دانش قابل تعریف و نمایش)، و هم از نوع نرم (یعنی گونه غیر قابل ساختاردهی، بیان، و نمایش). تنها میزان و درجهٔ این اختلاط دوگونه‌است که در دانش‌های گوناگون با هم تفاوت پیدا می‌کند.





داده‌ها - اطلاعات - دانش

مفاهیم سه گانه ی داده‌ها، اطلاعات، و دانش، و نیز نسبت‌ها و روابط آن سه با یکدیگر با ابهام و عدم شفافیت زیادی برای افراد گوناگون همراه است.




داده‌ها

نسبت به اطلاعات، و دانش، داده‌ها در بالاترین تراز تجرید قرار دارند. این بدان معناست که واژه داده‌ها بسیار کلی ست و هر چیزی را شامل می‌شود که داشته باشیم. برای داده‌ها بودن و داده‌ها خطاب شدن صفات یا خصوصیات زیادی لازم نیست.

مثال برای داده‌ها: شن، ماسه، ریگ، و خاک مخلوط با هم که از محل طبیعی آن برداشته شده، و با کامیون به ایستگاه شستشو و تفکیک حمل می‌شود.





اطلاعات

جهت تبدیل داده‌ها به اطلاعات باید تغییرات، پردازش‌ها، و یا اصلاحاتی روی آن‌ها صورت داده شود.

مثال برای اطلاعات: شن، ماسه، سیمان، تیرآهن، میل‌گرد (آرماتور)، لوله، رنگ، و گچ که به محل اجراء پروژه ساختمانی حمل گردیده و در محل‌های جدا جدا به طور موقت انبار و نگهداری می‌شود. ودر انتظار تفکری است برای ساماندهی لازم درآنها





دانش

عبور و گذار از اطلاعات به دانش، محتاج اعمال تغییراتی از نوع آفرینش و خلق، ایجاد زندگی و منظورداری، و در کنار یکدیگر نهادن هدفدار قطعات پراکنده ی اطلاعات می‌باشد.

مثال برای دانش: خانه، بیمارستان، و یا کودکستانی که با اهداف، جهت گیری‌ها، و منظورهای ویژه و آگاهانه‌ای ساخته شده و مهیای انجام و ارائه همان وظایف می‌شود.





نمایش دانش
یکی از اصول بنیادین در زمینه ی وسیع و همه‌جاگیر هوش مصنوعی را نمایش دانش تشکیل می‌دهد. با پیدایش و تولد اینترنت در آخرین سال‌های سده ی بیستم میلادی و اولین سال‌های قرن جدید، نمایش دانش هم زندگی و حیاتی تازه یافته‌است، و در مقیاسی وسیع در میدان‌ها و عرصه‌های علمی و فنی نوینی حضور و لزوم پیدا کرده‌است.
در وهله اول با توجه به تواتر بیاناتی که راجع به وهابیت مطرح شد (چه در مورد خدای وهابیت، چه در مورد پیامبر وهابیت و چه در مورد مبانی اعتقادی آنها)، آنهم در منابع معتبر شیعی و سنی، تمام مطالبی که مطرح شد کاملا صحیح و عقلانی بودند. همانطور که مطرح نمودید فرقه ضاله وهابی هیچ ارتباطی با اهل تسنن ندارند و لذا برای محکوم کردنشان باید از ابزارهای مخصوص به خود استفاده نمود. در زیر به صورت موردی مباحث را به صورت موردی خدمتتان نوشته‌ام که به نظر من با این دید بهتر می‌توان وهابیون را محکوم نمود.






خواستگاه وهابیت

راجع به خواستگاه وهابیت می‌خواهم بگویم که خواستگاه آمریکایی نبوده و خواستگاه کاملا دینی می‌باشد. اصلا آنزمان که ابن تیمیه مبانی اعتقادی خود را مطرح نمود آمریکا به عنوان یک کشور مستقل شناخته نشده بود و یا در زمان محمدبن عبدالوهاب اصلا آمریکایی مطرح نبود آنهم به عنوان یک قدرت جهانی. در واقع ابن تیمیه یک عالم دینی بود که عقاید گمراهانه خود را با نتیجه‌گیریهای غلط خود از مبانی فقه ابراز می‌داشت. (به عنوان مثال از یک عالم دیگر که به عقیده خود کار درست را انجام می‌داد می‌توان به ابن ملجم مرادی (لعنه الله) اشاره نمود که در زمان خلفا به عنوان یک عالم برجسته برای تبلیغ و تدریس قرآن به مصر اعزام شده بود. این ملعون گر چه تحریکهایی مثل قطام پشت سرش بود، اما واقعا با اعتقاد خود امیرالمومنین را به شهادت رساند. حتی چند وقت پیش به گوش من رسید که یکی از علمای وهابی برگشته و گفته که ابن ملجم مجتهد بوده و به اجتهاد خود علی را شهید کرده و حرجی بر او نیست. حالا من خود نمیدانم این وهابی خلیفه چهارم خود را بیشتر قبول دارد یا یک مجتهد را؟؟؟ آنهم با علم بر اینکه علی (ع) در زمان خود بزرگترین مفسر قرآن بود چه برسد به اینکه یک مجتهد باشد.) خلاصه اینکه می‌خواهم بگویم که عالمان زیادی در تاریخ وجود داشته‌اند که بسیاری از مردم را به ضلالت محض کشانده‌اند و ابن تیمیه و محمدبن عبدالوهاب هم از آنها بوده‌اند. نه اینکه بخواهند مغرضانه ضحبت کرده باشند و یا انسانهای بدوی بوده باشند. اتفاقا از تحصیل کرده‌ترین انسان‌های زمان خود بوده‌اند. برای محکوم کردن چنین اشخاصی باید آنها را به مبانی دین آشنا نمود و این واقعا به عهده علمای ماست. علمایی هم که بتوانند یا می‌توانسته‌اند این کار را بکنند به لطف خدا فراوانند. به عنوان مثال استاد علامه جعفری مبانی اعتقادی و عرفانی را طوری بیان می‌کردند که وهابی که سهل است، بودایی ها هم نمی‌توانستند بر ایشان اشکال بگیرند و حتی اشکالاتی که بود کاملا علمی بوده و اصلا بحث نزاع در آن مطرح نبود. به نظر حقیر نزاع مصداق بحث علمی نبوده و مصداق منفعت طلبی می‌باشد، چه منفعت اقتصادی، چه منفعت سیاسی و …



رشد وهابیت

اما مسئله الان دیگر رسما از خواستگاه وهابیت برگشته و باید به ماهیت فعلی وهابیت توجه نمود. این مسئله هم الان به آمریکا مرتبط شده است ولی ریشه انگلیسی دارد. زمان محمد ابن عبدالوهاب که انگلیس به دنبال استعمار مناطق مختلف جهان از جمله استرالیا، آمریکای جنوبی، هند و خاورمیانه بود، وجود یک عالم جاهل که تندرو باشد بهترین ابزار برای تفرقه افکندن در میان مردم خاورمیانه که مردمی مذهبی بودند برایش به شمار می‌آمد، حال این عالم می‌خواهد شیعی باشد (مانند بعضی از علمای مشروطه) می‌خواهد سنی باشد (مانند محمد ابن عبدالوهاب) می‌خواهد سیاستمدار باشد (مانند محمدعلی فروغی که فراماسون بود) و بسیاری موارد دیگر…. تجربه هم نشان داده است که در زمانهای مختلف انگلیس به دنبال این مطلب بوده است و از ابزارهای مختلف استفاده نموده است. به عنوان مثال رضاخان تا زمانی که شم سیاست انگلیسی داشت در ایران حمایت شد (حال می‌خواست حجاب را آزاد کند می‌خواست اجباری کند، برای انگلیس اصلا مسئله عقاید مهم نبود) اما زمانی که مملکت سامان گرفت و رضاخان شم ملی گرایی پیدا کرد خود انگلیسی‌ها او را تبعید کردند. حال به دنبال بحث اصلی که برویم، یکی از این فرقه‌هایی که انگلیس موفق شد از آن استفاده کند وهابیت و در راس آن محمدابن عبدالوهاب بود. بنابراین اینجاست که دیگر رشد وهابیت یک رشد سیاسی بوده و اصلا رشد دینی نبوده است که ما بخواهیم آنها را با مبانی دین محکوم نماییم. اما اینکه چگونه آمریکا وارد ماجرا شد این است که در طی سالهای متمادی انگلیس به دنبال استعمار بر خود آمریکا هم بود. اما انقلابی که بر علیه استعمار در امریکا صورت گرفت انگلیس را کنار زد و قدرت جهانی کم‌کم از انگلیس به آمریکا منتقل شد. حال دیگر انگلیس نمی‌توانست خود بر منطقه خاورمیانه مسلط باشد و از ابزار آمریکا برای این تسلط استفاده نمود. در طی مذاکرات مختلفی که انجام شد نهایتا آمریکا هم سیاست انگلیسی را دنبال نمود. (اینجاست که حتی در مورد تفرقه افکندن میان مسلمانان در سال 88 مقام معظم رهبری به صراحت از انگلیس به عنوان یک خبیث نام برد). الان هم که عملا به بهانه وهابیت، مسائل اقتصادی عربستان و وابستگی شدید این کشور به نفت، این کشور را برای افزایش قیمت نفت خود کاملا وابسته به آمریکا کرده است.



سیاست گذاری‌های آمریکا

اما مسئله الان آمریکا و عقایدش را نسبت به مذاهب بیان می‌کنم. آمریکایی‌ها اعتقاد به صلح جهانی دارند اما متاسفانه فقط عقاید خودشان را در این راستا درست می‌دانند. عقایدی را که سایر کشورها در این زمینه بیان می‌کنند را یا محکوم به تروریستی می‌دانند و یا تابعه خود می‌شمارند و جلای صحیح بودن به آن می‌دهند. در این راستا عملا به این مسئله ختم شده‌ایم که هر کس آمریکا را قبول دارد آنها هم او را قبول دارند. یکی از اینها وهابیون عربستان می‌باشند. و بحث تنها منفعت طلبی بوده و بحث اتحاد خودشان می‌باشد. بحث اصلا پایگاه دینی ندارد که بخواهیم دین را خرج بر این مسئله نماییم. یک گروه دیگر رهبر بودایی ها می‌باشد که حتی دیدارهایی با اوباما داشته است. یکی دیگر خاخام‌های یهودی می‌باشند که رابطه حسنه‌ای با آمریکا دارند حال آنکه اصلا در دین یهود، دین فعلی مسیحیت جایگاهی ندارد و تنها بحث منفعت است. به نظر حقیر وهابیت هم از این دسته می‌باشد. در واقع آمریکا اعتقاد به آزادی عقاید به نفع خود دارد و می‌گوید عقاید تا زمانی آزاد هستند که مانع آزادی عقاید دیگر نشوند. مثلا اگر ایران با عقاید صهیونیسم مخالفت کند و به دشمنی برخیزد هر چند درست هم که بگوید مصداق به هم ریختن جهان و تروریست خواهد بود. چون نفس عمل تروریستی خواهد بود. (این جمله بسیار مهمی است). اصلا این عقاید را کنار می‌گذارم و دو نمونه مثال از خود آمریکا می‌گویم که هر کاری را برای متحد نگه داشتن خود انجام می‌دهد.

1-مثال اول: حمایت از همجنسبازان: با اینکه در تمامی ادیان ابراهیمی این مسئله شدیدا نهی شده است زمانی که یک دسته همجنسباز در آمریکا پیدا می‌شود با اینکه خود سیاستمداران آمریکایی می‌دانند که این کار غلط است اما به خاطر حفظ وحدتشان و اینکه مسئله جنجالی نشود، به آنها آزادی می‌دهند. کلا اعتقاد به وحدت زیادی در وجود آنها می‌باشد. از نظر عقیدتی همین بس که بگویم بوش خود یک آدم مذهبی بوده و بزرگترین مخالف همجنسگرایی در آمریکا بود.

2-مثال دوم بحث کاواره‌ها در امریکا می‌باشد. آنها می‌دانند این کار غلط است، اما برای راه افتادن چرخ مملکت اگر لازم باشد آن را آزاد می‌کنند. حال بررسی مختصری راجع به زنانی که در کاواره‌ها هستند خدمتتان می‌گویم. صادقانه بگویم، اکثرا کسانی هستند که دستشان به دهنشان نمی رسد، مهاجر خارجی هستند و هنوز کار پیدا نکرده‌اند. وگرنه شما هیچ موقع در آمریکا یک زنی را که استاد دانشگاه، پزشک، کارخانه‌دار و … باشد را نخواهید دید که علاقه مند به کاواره باشد یا آنرا تصدیق نماید بلکه حالش از این قبیل مسائل به هم می‌خورد. می‌خواهم خدمتتان بگویم که اینها بیشتر سیاستگذاری می‌باشد تا اینکه خواستگاه دینی، اخلاقی و انسانی داشته باشد. حال اگر کسی مثل رهبر دلپاک انقلاب با عقاید مذهبی خود با این عقیده مخالفت نماید چون برای انها مصداق تفرقه می‌باشد، این شخص تروریست خواهد بود حال چه درست بگوید چه اشتباه. (در این مورد مطالعه شخصیت محمد ابن زکریای رازی بسیار کمک به فهم بیشتر موضوع خواهد نمود)

ببینید دنیا چقدر جالب است که قدرت طلبی به راحتی کلام خدا را مصداق ترور و در راستای گسترش تروریست جهانی می‌داند. امیدوارم تا کنون عقایدی که بوده خدمتتان گفته باشم، اما راهکار در این باره را آنچه به نظرم می‌رسد در زیر نوشته‌ام.



حل مسئله

با همه این مسائل به نظر من تنها راه مقابله با این امر، این است که ما تمام تلاشمان این باشد که انسجام عقیدتی و ملی خود را حفظ نماییم و ببینیم که راهکار برای این مسئله چیست. آنهم با وجود تبلیغات گسترده کنونی که به خاطر مسائل سیاسی علیه دین صورت میگیرد. یکی از ابزارهای این کار پیشرفتی است که باید در این کشور بوجود بیاید تا حداقل خودمان از ته دل خودمان را قبول کنیم تا اگر حرفی را در دنیا زدیم چهار نفر دیگر هم آن را قبول کنند و بتوانیم حرفهایمان را به کرسی بنشانیم. این خیلی بد است که گروهی از مردم اعتقاد دارند که اگر آمریکا با عقاید خود به ایران حمله نماید بهتر است چون اعتقاد دارند که وضعیت عراق و افغانستان بعد از حمله آمریکا بسیار بهتر شده است و این را برای ایران هم می‌خواهند. یا اینکه اگر جنبشی نا صحیح در سال 88 درکشور بوجود می اید بالغ بر 10 میلیون طرفدار داشته باشد. یا اینکه افرادی که برای تحصیل به آمریکا می‌روند بیشترشان ار آن به بعد اصلا ایران را قبول نداشته باشند. به نظر من باید نقطه ضعفهایمان را از نظر صنعتی، پزشکی، اقتصادی، اجتماعی و … را در سایه تعالیم دینی چنان تقویت کنیم که این جنبه ها از نظر همه قابل قبول باشند. مثالی خدمتتان بزنم، الان وضعیت بیمارستان‌ها طوری شده است که خدای ناکرده اگر شخصی مشکل مالی دارد رسما از بهبود خود ناامید می‌گردد. دین همانطور که جنبه عرفانی و خدایی دارد، جنبه مادی و اقتصادی و اجتماعی هم داشته و باید این مسائل بر طرف بشوند. پیامبر (ص) خود در زمان قبل از پیامبری تاجر بود و تاکید بسیار زیادی برای تلاش بی شایبه برای روزی حلال داشت. الان متاسفانه به قدری نقطه ضعف در جامعه ما وجود دارد که بسیاری بواسطه آنها حتی اصل موضوع را زیر سوال می‌برند. به عنوان مثال برای چه یک جامعه باید به سمت بی حجابی برود؟ مگر در بی حجابی چه هست؟ آیا جز این است که از بعضی مسائل دینی خسته شده‌اند و این به خاطر نقطه ضعفهایمان بوده است. یا مگر رهبر معظم انقلاب تا کنون حرفی زده است که سعادتخواهی در آن آنهم برای همه نباشد؟ پس چرا نباید با وجود اینکه نمی‌توانند فلسفه عقیدتی این شخص الهی را رد کنند با او مخالفت می‌کنند؟ درست است که گناهان باعث تیرگی قلب می‌شوند و همه مسائل به بحث آبادانی اجتماع بر نمی‌گردد اما آنبخشی که مرتبط با این امر است کمک بسیار زیادی به پیش‌برد عقایدی خواهد کرد که عقاید ناب اسلامی هستند. آرزوی سلامتی برای رهبر کبیر انقلاب دارم.

به امید آنروزی که با ظهور فرزند خلف امیرالمومنین تمامی این مسائل پایان یافته و همه موارد صحیح و الهی مصداق امورات درست در این دنیا باشند.
ساعت : 10:00 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
وهاب | next page | next page