تراکتور سازی
باشگاه فوتبال تراکتورسازی تبریز

باشگاه فوتبال تراکتورسازی تبریز، که بیشتر با نام تراکتورسازی یا به صورت مخفف تراکتور و در بین طرفداران ترک خود به عنوان تیراختور شناخته می‌شود، یکی از پرهوادارترین باشگاه‌های فوتبال در ایران و آسیاست. این باشگاه فوتبال علاوه بر ایران در کشورهایی همچون جمهوری آذربایجان و ترکیه نیز هوادارانی دارد.





این تیم در سال ۱۳۴۹ شمسی با حمایت کارخانه تراکتورسازی در شهر تبریز بنیان‌گذاری شد و هم اکنون تحت مسئولیت سپاه عاشورا است. سپاه عاشورا نقش مهمی در حل مسائل مالی باشگاه تراکتورسازی دارد و این تیم از امکانات ورزشی این ارگان استفاده میکند. همچنین ۳۰٪ سهام باشگاه متعلق به «مؤسسه مالی و اعتباری کوثر» می‌باشد.علاوه بر این «مؤسسه مهر ایرانیان» وابسته به سپاه پاسداران و شرکت سایپا از دیگر سهامداران و متولیان این باشگاه محسوب می‌شوند.به همین دلیل تیم تراکتورسازی در رده تیم‌های نظامی لیگ قرار گرفته و قادر به گرفتن بازیکن سرباز شده است.و بازیکنان مشمولی که بخواهند خدمت سربازی خود را در ارگان سپاه بگذراند می توانند به این باشگاه نقل مکان کنند.

تراکتورسازی تبریز تا فصل ۸۱-۱۳۸۰ در سطح اول فوتبال ایران بازی می‌کرد؛ اما در پایان آن فصل به دسته پایین‌تر سقوط کرد و پس از ۸ سال تلاش ناموفق برای صعود، سرانجام در سال ۱۳۸۸ دوباره به لیگ برتر فوتبال ایران راه یافت.

این تیم پس از صعود به لیگ برتر، روند رو به رشدی داشته و در پایان فصل‌های ۸۹-۱۳۸۸، ۹۰-۱۳۸۹، ۹۱-۱۳۹۰ و ۹۲-۱۳۹۱ به ترتیب در جایگاه ۷اُم، ۵اُم، ۲وم و ۲وم ایستاد. تراکتورسازان تبریز موفق شدند با نائب قهرمانی در یازدهمین دوره رقابتهای لیگ برتر فوتبال ایران در سال ۱۳۹۱، جواز حضور در مسابقات لیگ قهرمانان آسیا را برای نخستین بار کسب کنند.

طبق آخرین رده‌بندی برترین تیم‌های باشگاهی جهان در ۲۰۱۴ میلادی که توسط پایگاه «فوتبال دیتابیس» صورت گرفته، تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز با کسب ۱۴۴۸ امتیاز در رده ۵ اُم ایران ، ۳۵ اُم آسیا و ۴۰۱ اُم جهان قرار دارد. این رده‌بندی توسط فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبالاعلام شده است .

طبق گفته فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال اعلام بهترین رتبه ای که تراکتوسازی تا به حال توانسته است کسب کند رتبه ۲۰۸ اُم جهان ۱۰ اُم آسیا و ۲ اُم ایران می باشد.

باشگاه تراکتورسازی تبریز، علاوه بر فوتبال، در رشته‌های ورزشی فوتسال، سپک تاکرا و بسکتبال با ویلچر نیز فعالیت می‌کند.






تاریخچه
پیش از انقلاب

تراکتورسازی در سال ۱۳۵۴ به جام تخت جمشید صعود کرد. آنان در جام تخت جمشید ۱۳۵۴ شرکت کردند و در میان ۱۶ تیم، در جایگاه شانزدهم ایستاده، به دستهٔ پایین‌تر سقوط کردند. پس از یک سال دوری از سطح اول لیگ فوتبال ایران، آنان در جام تخت جمشید ۱۳۵۶ شرکت کرده و جایگاه پنجم را کسب کردند. در این دوران، سرمربی تراکتورسازی حسین فکری بود و بازیکنانی چون پرویز مظلومی، عباس کارگر و ابراهیم کیان‌طهماسبی در این تیم بازی می‌کردند. تراکتورسازی در جام تخت جمشید ۱۳۵۷ هم حاضر بود و تا پیش از تعطیلی مسابقات به دلیل وقوع انقلاب ۱۳۵۷، در جایگاه نهم جدول بودند. این باشگاه در جام حذفی ۱۳۵۶ -که اولین دوره جام حذفی بود- نیز به فینال راه یافت؛ اما در بازی پایانی، نتیجه را به ملوان بندرانزلی باخته و نایب‌قهرمان شد. در این سال‌ها ماشین‌سازی نیز به عنوان تیمی از شهر تبریز و قدرتی موازی با تراکتورسازی در فوتبال ایران حاضر بود.






دهه ۱۳۶۰

در دهه ۱۳۶۰ به دلیل وقوع جنگ ایران و عراق، لیگ فوتبال ایران تعطیل بود و تنها جام‌های استانی بر‌گزار می‌شد و تراکتورسازی در لیگ فوتبال تبریز بازی می‌کرد. در سال ۱۳۶۵، منتخب تبریز متشکل از بازیکنان تراکتورسازی و ماشین‌سازی به فینال لیگ استانی قدس راه یافت، ولی از تیم استان اصفهان شکست خورد و دوم شد. در این دهه بازیکنانی مانند احد شیخ لاری، حسین قوی‌فکر، غلامرضا باغ‌آبادی و امیر داداش‌ضیایی بازیکنان برجسته تراکتورسازی بودند که در تیم ملی فوتبال ایران نیز بازی کردند. در سالیان پایانی این دهه، واسیلی گوجا مربی اهل رومانی به تراکتورسازی آمد.






دهه ۱۳۷۰ و آغاز دهه ۱۳۸۰

واسیلی گوجا، تیم‌های پایه تراکتورسازی را زیر نظر گرفت و به کارهای بنیانی پرداخت. تراکتورسازی متحول شد و دوران موفقی را گذراند. آنان در لیگ آزادگان ۱۳۷۱ در گروه یک بالاتر از استقلال و کشاورز اول شدند، اما در پلی‌آف با باخت به پاس تهران، به مقام سوم رسیدند. در این تیم که بهترین نتیجه تاریخ تراکتورسازی در لیگ را به دست‌آورد؛ احد شیخ لاری بعنوان کاپیتان تیم،کریم باقری، سیروس دین‌محمدی وحسین خطیبی حضور داشتند. اسماعیل حلالی و علی باغمیشه نیز از آن تیم به تیم ملی فوتبال ایران راه یافتند. تراکتورسازی در سال ۱۳۷۳ با باخت به بهمن در جام حذفی، برای بار دوم در این جام دوم شد. با رفتن بازیکنان کلیدی از تیم، دوران افت باشگاه آغاز شد. محمدحسین ضیایی، جای گوجا را گرفت و بازیکن–مربی تیم شد. باشگاه در لیگ آزادگان ۱۳۷۹، آخر می‌شود ولی با این وجود سال بعد به حکم فدراسیون فوتبال ایران در لیگ حرفه‌ای تازه‌تاسیس شرکت می‎کند. آنان در لیگ برتر فوتبال ایران ‎۸۰-۸۱ با مربیگری رضا وطنخواه و محمود یاوری باز هم در لیگ آخر شدند و این بار به دسته پایین‌تر سقوط کردند.






دوران دسته اول: ۱۳۸۱-۱۳۸۸

تراکتورسازی هفت فصل را در لیگ دسته اول فوتبال ایران سپری کرد، و نتوانست به جام خلیج فارس صعود کند. تراکتورسازی در این هفت سال تنها یک بار پلی‌آف رسید، و با باخت به شیرین‌فراز کرمانشاه فرصت صعود را از دست داد. در این سالیان ارنست میدندروپ، فرشاد پیوس، احد شیخ لاری از مربیان باشگاه بودند. سرانجام تراکتورسازی در فصل ۸۸-۸۷ و با مربی گری فراز کمالوند به لیگ برتر صعود کرد.






هواداران

تراکتورسازی پرتماشاگرترین تیم لیگ برتر در فصل‌های ۸۸-۱۳۸۷ و ۹۰-۱۳۸۹ و ۹۱-۱۳۹۰ است. به گفتهٔ مدیر باشگاه تراکتورسازی این تیم در سال ۱۳۸۹ حدود ۴۸۲ هزار هوادار رسمی داشته که چندین برابر هوادران ثبت‌شدهٔ رئال مادرید، یکی از باشگاه‌های پرطرفدار دنیا، است. این باشگاه پیشتر تعداد تماشاگر ثابتی در ورزشگاه و هوادارانی در داخل تبریز داشت؛ اما اکنون هواداری از این تیم به سراسر آذربایجان و برخی شهرهای دیگر ایران رسوخ کرده‎است به گونه‌ای که در چندین بازی در چارچوب لیگ برتر استادیوم‌های استانهای البرز، قزوین، قم و گیلان نیز در برخی بازی‌ها پذیرای هواداران پرتعداد تراکتورسازی بوده‌اند، مشخصا هواداران تراکتوری پس از راهیابی به لیگ برتر در سال ۸۸ حضور پرشماری در استادیوم آزادی تهران و در برابر سرخابی‌های این شهر داشته‌اند.

«پرشورها» لقبی است که پس از انتخاب هواداران تراکتورسازی به عنوان «پرشورترین هواداران ایران» در برنامه نود به آن‌ها داده شد و اینک در بیشتر شهرها و محافل ورزشی کشور با این لقب خوانده می‌شوند. برخی، شیوهٔ تشویق هواداران این باشگاه را با هواداران فوتبال در شرق آسیا مقایسه می‌کنند.

تونی، سرمربی پرتغالی پیشین این تیم که سابقه بازی و مربی‌گری در بنفیکا را دارد، در مورد هواداران این باشگاه گفته‌است: «در ۳۴ سال بازی و مربی‌گری در تیم‌های مختلف چنین استقبالی را از یک تیم ندیده بودم. تماشاگران تبریزی در هر بازی و یا سر تمرین طوری در ورزشگاه حضور می‌یابند که انگار آن روز را برای تیم جشن گرفته‌اند. من در بنفیکا هم چنین هواداران پرشوری ندیده بودم.»

«لوئیس میا»، سرمربی اسپانیایی تیم الجزیره امارات نیز که سابقه بازی در باشگاه‌های رئال مادرید و بارسلونا را دارد، در نشست خبری پس از بازی رفت با تراکتورسازی در لیگ قهرمانان آسیا ۲۰۱۳، در مورد هواداران تراکتورسازی چنین گفته‌است: «شگفت‌زده شدم. چنین انتظاری نداشتم. هواداران یار دوازدهم تراکتورسازی بودند. در اسپانیا هم تماشاگران زیادی می‌آیند؛ اما اینقدر سر و صدا نمی‌کنند و هیجان ندارند. به خاطر تماشاگران با تعصب به تیم تراکتورسازی تبریک می‌گویم.»

مسئولان باشگاه تراکتورسازی، شماره پیراهن ۱۲ را به هواداران تراکتورسازی واگذار کرده‌اند.






تراکتورسازی و مسائل قومیتی

با اینکه تراکتورسازی تنها یک باشگاه ورزشی است، اما امروزه برای هوادران این تیم در ایران جذابیتی فراتر از این دارد و به پدیده‎ای اجتماعی و ناسیونالیستی بدل شده‎است؛ درصد بالایی از طرفداران، چندان به بازی فوتبال و نتایج‌اش کار ندارند و به دنبال یک تجمع بی‌خطر هستند تا وجود خود را ابراز کنند، بگونه‌ای که برخی از هواداران تراکتورسازی رابطه خود و آذربایجان را با باشگاه فوتبال بارسلونا و کاتالونیا مقایسه می‌کنند؛ عده‌ای این مقایسه را منتسب به گروهای تجزیه طلب و پان ترک می‌داند. حمیدرضا صدر در این باره می‌گوید: «اتفاق خوبی که شاهد آن هستیم، شور و هیجانی است که طرفداران تیم تراکتور سازی تبریز نسبت به تیم شهر خودشان نشان می‌دهند. این وسط فقط فوتبال نیست که این میزان از علاقه را برانگیخته‌است. مسائل قومی و زبانی باعث به وجود آمدن نوعی دوستی بین هواداران و باشگاه تراکتورسازی شده که به زعم من رخداد خوشایندی برای فوتبال ایران است.»

علاوه بر این، بازی‎های این تیم به طور ضمنی صحنه استفاده برخی از گروههای قوم گرا و پان‌ترک شده است. این حرکات عمدتاً شامل سردادن شعارها و بردن پارچه نوشته‎هایی قوم گرایانه بوده و در مواقعی هم مضامینی در حمایت از کشورهای ترکیه و جمهوری آذربایجان داشته است.، این رویکردها در مواردی از طرف محافل ورزشی، سیاسی و بخشی از خود مردم آذربایجان مورد انتقاد قرار گرفته اند، این موضوع نمودهای سیاسی هم داشته‎ و در میان مسئولان سیاسی حکومت ایران حساسیت ایجاد کرده‎است. حتی شماری از هواداران تراکتورسازی در مقاطعی، شعار «خلیج عربی» سر داده‌اند. واکنش‌های حکومت به اینگونه مسائل در میان هواداران تراکتورسازی، به دستگیری، درگیری میان ماموران امنیتی و شعاردهندگان، جمع برخی پارچه‎نوشته‎ها از ورشگاه و برخی پوسترهای تراکتورسازی از چاپخانه‌ه انجامیده‎است.






زنان هوادار تراکتورسازی

در دیدار دو تیم تراکتورسازی و پرسپولیس، از دور برگشت رقابتهای لیگ نهم، تعدادی از بانوان تبریزی، با حضور در استادیوم، خواهان ورود به ورزشگاه جهت تماشای بازی شدند. این هواداران، با مشاهده جلوگیری نیروهای امنیتی از ورود آنها به ورزشگاه، با رفتن به تپه‌های مشرف به زمین چمن، به تماشای بازی پرداختند.






تراکتورسازی و دریاچه ارومیه

هواداران این تیم همچنین در طی چند بازی شعارهایی درباره خشک شدن دریاچه ارومیه سر داده و عده‌ای از آنان با پرچمهای این تیم در ساحل دریاچه حاضر شده‌اند.






نمادها و شعارها

تراکتورسازی در بین هوادارانش به «تراختور یا تیراختور» معروف است. «گرگ‌های سرخ» از دیگر القاب این باشگاه است. «داغلاری سؤکر تیراختور» (به فارسی: با معنی تحت‌الفظی تراکتور کوهها را می شکافد) یکی از محبوب‌ترین شعارهای دهه ۷۰ در میان هوادارن تراکتورسازی بود. در دوره جدید حضور تیم، شعارهایی مانند «یاشاسین آذربایجان» (به فارسی: زنده‌باد آذربایجان) و «آذربایجان دیاریمیز، تیراختور افتخاریمیز» (به فارسی: آذربایجان سرزمین ما، تراکتورافتخار ما) استفاده می‌شوند. هواداران این تیم گاهی در زمان گل خوردن شعار «عيبی يوخ، عيبی يوخ» (به فارسی: عیب نداره) سر می‌دهند. هواداران سایر تیمها در مواردی از این شعار تقلید کرده اند .






ورزشگاه خانگی
تراکتورسازی، تا پیش از سال ۱۳۸۷، بیشتر بازی‌های خانگی خود را در ورزشگاه قدیمی تختی تبریز (معروف به باغشمال) بر‌گزار می‌کرد. ورزشگاه باغشمال با گنجایش ۲۵،۰۰۰ نفر تا پیش از بهره‌برداری از ورزشگاه یادگار امام تبریز، به عنوان ورزشگاه اصلی فوتبال تبریز به حساب می‌آمد.

باشگاه تراکتورسازی، دارای یک ورزشگاه اختصاصی ۱۰،۰۰۰ نفری به نام ورزشگاه شهید باکری، واقع در کنار کارخانجات تراکتورسازی است. از جمله امکانات این ورزشگاه می‌توان به استخر، سونا، سالن بدن‌سازی، سالن سرپوشیده و چند زمین چمن اشاره کرد.

باشگاه تراکتورسازی، پیش از صعود به لیگ برتر، بازی‌های خانگی خود را در لیگ آزادگان ۸۸-۸۷ در این استادیوم بر‌گزار می‌کرد؛ اما پس از صعود به لیگ برتر، بازی‌های خانگی خود را در ورزشگاه یادگار امام تبریز انجام می‌دهد.

هم اکنون باشگاه تراکتورسازی، بازی‌های خانگی رسمی خود را در ورزشگاه یادگار امام تبریز انجام می‌دهد. این استادیوم، دومین ورزشگاه بزرگ ایران بوده و دقیقاً ۶۶٬۸۳۳ صندلی در آن نصب شده است. این ورزشگاه یکی از ۱۴ مکان ورزشی دهکده المپیک تبریز به‌شمار می‌رود.






بلیط فروشی

در تاریخ ورزش ایران، برای نخستین بار طرح استفاده از بلیط الکترونیکی برای تسهیل در خرید بلیط برای هواداران تراکتورسازی، به اجرا درآمد. با این وجود مشکلاتی در اجرای این طرح وجود داشته‌است. تراکتورسازی اولین باشگاه در سطح ایران است که توانسته بلیط فروشی را طبق استاندارد کنفدراسیون فوتبال آسیا بدست بگیرد، گفتنی است بلیط فروشی سایر باشگاه‌ها از طریق هیأت فوتبال استان‌ها انجام می‌گیرد.






پخش زنده

بازی‌های رسمی این باشگاه در لیگ برتر، جام حذفی و لیگ قهرمانان آسیا از شبکه استانی سهند، به طور زنده پخش می‌شود.امکان مشاهده اینترنتی بازی‌های این تیم از طریق وبگاه شبکه سهند نیز وجود دارد. برخی از بازی‌های حساس تراکتورسازی از شبکه‌های دیجیتال ورزش و شما نیز پخش زنده می‌شوند. افزون بر این بازی‌های مهم تراکتورسازی با باشگاه‌های استقلال، پرسپولیس و سپاهان به صورت زنده از شبکه سراسری سوم سیما، شبکه جهانی جام جم و شبکه جهانی سحر نیز پخش می‌گردد.






سرود رسمی

تاکنون آهنگ‌ها و مارش‌های زیادی مربوط به این تیم ساخته و خوانده شده‌است. این باشگاه با همکاری صدا و سیمای آذربایجان شرقی در روز ۲۱ خرداد ماه ۱۳۹۱ و طی جشنی که به مناسبت آسیایی شدن تراکتور برگزار شده بود از سرود رسمی این باشگاه که توسط اسفندیار قره باغی اجرا شد، رونمایی کرد.






رقابت‌های خاص
هماوردان

بازی‌های تراکتورسازی در برابر تیم‌های پرسپولیس و استقلال در تهران پس از صعود مجدد به لیگ برتر در سال ۸۸ پرییننده و حساس بوده اند؛ هواداران تراکتوری حضوری پرشمار در استادیوم آزادی تهران و در برابر سرخابی‌ها و در مواردی بیش از هواداران تیم تهرانی داشته‌اند. حاصل کار این تیم در فصول نهم تا یازدهم لیگ برتر و در برابر استقلال، کسب سه تساوی و دو برد و یک باخت بوده‌است که دو برد متوالی در لیگهای دهم و یازدهم در استادیوم آزادی به دست آمده‌اند. در چارچوب یک بازی از هفته هجدهم لیگ دهم، تراکتورسازی موفق شد با گل کرار جاسم، پرسپولیس را پس از ۱۷ سال شکست دهد. خداداد افشاریان داور میدان، این رقابت را سخت ترین بازی عمرش دانست. کرار، ستاره آن فصل تراکتورسازی در این بازی به دلیل نواخنن سیلی به گوش محسن خانبان کمک داور بازی اخراج شد. اولین برد تراکتور در برابر پرسپولیس و در استادیوم آزادی، در هفته پانزدهم لیگ یازدهم به دست آمده‌است. تراکتورسازی با احتساب بازی برگشت لیگ دهم در هفته هجدهم، پنج برد متوالی شامل یک برد چهار بر یک در هفته سی و دوم در لیگ یازدهم برابر پرسپولیس به دست آورده است.






رقابت‌های سنتی

بازی‌های تراکتورسازی در برابر تیم‌های پرسپولیس و استقلال و سپاهان رقابت سنتی نام گرفته است که به طور رسمی به این بازی‌ها هماوردان می‌گویند. اولین بازی این ۳ تیم با تراکتورسازی به فصل ۵۴-۱۳۵۳ برمی‌گردد که در آن زمان برای اولین‌بار در تاریخ فوتبال خود به لیگ برتر راه پیدا کرده بود در اولین بازی خود مقابل استقلال تساوی رضایت داده بود و در اولین بازی خود مقابل پرسپولیس شکست خورد و در اولین بازی خود مقابل سپاهان به تساوی رضایت داده بود






شهرآوردها

بازی‌های تیم‌های تراکتورسازی با تیم‌های شهرداری تبریز ، ماشین‌سازی تبریز ، گسترش فولاد تبریز شهرآورد تبریز محسوب می‌شود که همیشه از هیجان و حساسیت بالایی برخورددار است.






قهرمانی
لیگ برتر

اولین حضور تراکتورسازی در درسطح اول فوتبال ایران به ۱۳۵۴ باز میگردد، تراکتورسازی در این مسابقات آخر شد. پس از آن تراکتورسازی در اغلب رقابت های لیگ برتر ایران حضور داشته است با این همه در کسب قهرمانی لیگ ایران، ناکام مانده است. کسب مقام سوم لیگ ۱۳۷۲ به مربیگری واسیلی گوجا، توسط تیمی که در آن سال بازی‌ها‌ی درخشانی انجام داد از بهترین نتایج تراکتورسازی در ده‌های ۶۰ و ۷۰ به شمار می‌‌رود. تراکتورسازی پس از صعود مجدد به لیگ برتر فوتبال ایران، دو بار در سال‌های ۹۱ به مربیگری امیر قلعه نوعی و سال ۹۲ به مربیگری تونی اولیویرا تا آستانه‌ قهرمانی لیگ پیش رفت اما در نهایت به نایب قهرمانی رضایت داد.






جام حذفی

تراکتورسازی در اولین دوره جام حذفی به فینال رسید، با این وجود ۴ بر ۱ مغلوب ملوان شد. بعد از ۱۸ سال و در سال ۱۳۷۳ تراکتورسازی با راه یافتن به فینال جام حذفی در دو بازی رفت و برگشت مقابل بهمن به میدان رفت. در بازی رفت در تبریز تراکتورسازی با حساب ۱ بر هیچ بهمن را شکست داد، ولی در بازی برگشت با نتیجه ۲ بر صفر مغلوب این تیم شد و از کسب جام باز ماند. در بازی برگشت شبهاتی در مورد اشتباهات داوری، از جمله مردود اعلام شدن یک گل سالم تراکتورسازی وجود داشتند. سرانجام تراکتورسازی پس از گذشت ۱۹ سال از آخرین حضور خود در فینال جام حذفی در مقابل مس کرمان قرار گرفت و با نتیجه ۱ بر صفر با گل سعید دقیقی به برتری رسید و اولین قهرمانی مهم خود را در سال ۱۳۹۳، رقم زد.






بازیکنان
بازیکنان کنونی
مطابق با آیین نامه نقل و انتقالات لیگ برتر در فصل ۹۴–۱۳۹۳، باشگاه‌های لیگ برتری مجاز به استفاده از ۲۱ بازیکن بزرگسال، ۶ بازیکن زیر ۲۳ سال، ۵ بازیکن زیر ۲۱ سال و ۳ بازیکن زیر ۱۹ سال می‌باشند. در این میان هر تیم می‌تواند از ۴ بازیکن خارجی، شامل حداقل یک بازیکن آسیایی، استفاده کند.








لیگ برتر خلیج فارس

لیگ برتر خلیج فارس یا مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران بالاترین سطح مسابقات باشگاهی فوتبال ایران است. در حال حاضر این مسابقات به صورت ۱۶ تیمی برگزار می‌شود.

در رده‌بندی اعلام شده از سوی فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال در سال ۲۰۱۲ این لیگ، به عنوان «۳۶امین لیگ قدرتمند دنیا» و «۴امین لیگ قدرتمند آسیا» انتخاب شده‌است. افزون بر این در رتبه‌بندی اعلام شده توسط این فدراسیون، لیگ برتر ایران رده ۴۷ام دنیا و ۴ام آسیا را در قرن ۲۱ میلادی (۲۰۰۱ تا ۲۰۱۲) کسب کرده است.

دو تیم اول این مسابقات به همراه قهرمان مسابقات جام حذفی کشور به صورت مستقیم و تیم سوم لیگ به صورت پلی آف، به لیگ قهرمانان آسیا راه می‌یابند.

در این لیگ طی ۱۳ دوره برگزاری، تیم‌های سپاهان اصفهان (چهار بار، آخرین بار ۱۳۹۱)، استقلال تهران (سه بار، آخرین بار ۱۳۹۲)، پرسپولیس تهران (دوبار، آخرین بار ۱۳۸۷)و فولاد خوزستان (دوبار، آخرین بار۱۳۹۳) و پاس تهران و سایپا کرج هر کدام یک بار به مقام قهرمانی رسیده‌اند.






نحوه برگزاری و حامیان مالی
رقابت‌ها

از دورهٔ هفتم لیگ برتر به بعد، ۱۸ تیم در این رقابت‌ها حاضر هستند، که به صورت رفت و برگشت در زمین خودی و حریف به میدان می‌روند، به این ترتیب هر تیم ۳۴ بازی انجام داده و در مجموع ۳۰۶ دیدار برگزار خواهد شد. پیروزی در هر دیدار سه امتیاز و تساوی یک امتیاز برای تیم میزبان و یک امتیاز برای تیم میهمان دارد، در حالی که برای شکست امتیازی در نظر گرفته نمی‌شود. به این ترتیب هر تیمی که بیشترین امتیاز را در طول فصل کسب کند به عنوان قهرمان شناخته می‌شود، و سه تیم پایانی جدول رده بندی به لیگ آزادگان سقوط می‌کنند. همچنین در مواردی که امتیازها مساوی شوند تفاضل گل و در صورت برابر بودن مقدار تفاضل گل، تعداد گل‌های زده ترتیب جدول رده‌بندی را مشخص می‌کند.






گزینش برای لیگ حرفه‌ای آسیا

از سال ۱۳۸۷ چهار تیم از ایران در لیگ قهرمانان آسیا حضور دارند که سه تیم اول لیگ خلیج فارس به همراه قهرمان جام حذفی خواهند بود. اما در سال ۱۳۹۰-۱۳۹۱ به میلادی ۲۰۱۱-۲۰۱۲ یکی از سهمیه‌های ایران به علت پایین بودن سطح ورزشگاه‌ها و عدم کسب مجوز حرفه‌ای باشگاهها، توسط کنفدراسیون فوتبال آسیا کاهش پیدا کرد.






حامیان مالی

شرکت آلمانی ال‌اشپورت حامی مالی در ازای استفاده از توپ‌های فوتبال تولیدی این شرکت در مسابقات و کنفرانس‌های مطبوعاتی قبل و بعد از بازیها، در دوره دهم و یازدهم لیگ خلیج فارس.
شرکت ام‌تی‌ان ایرانسل حامی مالی در ازای استفاده از نام جام ایرانسل در کنار نام خلیج فارس، در دوره یازدهم لیگ خلیج فارس.







پوشش تصویری

شبکه‌های دوم و سوم صدا و سیمای ایران به همراه شبکه ماهواره‌ای جام جم، شبکه ورزش و شبکه شما صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و همچنین شبکه‌های استانی اقدام به پخش زنده این رقابت‌ها می‌کنند.






بازیکنان
فصل نقل و انتقالات

نقل و انتقالات تابستانی همیشه چند روز بعد از مشخص شدن قهرمان جام حذفی آغاز و تا اواخر تیر و گاهی اوقات اوایل مرداد ماه ادامه پیدا می‌کند. همچنین هر تیم با احتساب اصل مبلغ قرارداد (حداکثر تا ۳۵۰ میلیون تومان) که به عنوان میزان سقف قراردادها تعیین شده، می‌تواند با در نظر گرفتن هزینهٔ پاداش (حداکثر ۷۰ میلیون تومان) در مجموع با مبلغ ۴۲۰ میلیون تومان با بازیکن مورد نظر خود قرار داد امضا کند.






بازیکنان خارجی

هر تیم به طور همزمان اجازه استفاده از سه بازیکن خارجی در هر یک از دیدارهای لیگ خلیج فارس را دارد و در صورت استفاده بیش از سه بازیکن، از طرف سازمان لیگ برتر و کمیته انظباطی فدراسیون فوتبال متخلف اعلام شده و جریمه می‌شود. از آغاز دورهٔ هشتم و نهم لیگ حرفه‌ای، بستن قرارداد جدید با دروازه بان‌های خارجی ممنوع اعلام شده بود، اما به دلیل انتقادات فراوان کارشناسان فوتبال و درخواست تعداد زیادی از مربیان تیمهای لیگ برتری برای تغییر این قانون، از ابتدای دورهٔ دوازدهم لیگ برتر به بعد، سازمان لیگ برتر فوتبال با ایجاد تغییراتی در این قانون، ضمن موافقت با درخواست مربیان مبنی بر لغو ممنوعیت جذب دروازه بان خارجی، تیمهای لیگ برتری را ملزم به جذب دروازه بان‌های ملی پوش خارجی کرده‌است.






محرومیت

هر بازیکن بلافاصله بعد از دریافت سه کارت زرد و یا یک کارت قرمز در طی یک دوره از برگزاری رقابت‌ها مشمول محرومیت از حضور در دیدار بعدی می‌گردد و در صورت ایجاد تشنج و یا درگیری‌های شدید در میادین فوتبال به کمیته انظباطی فدراسیون فوتبال احضار شده و در شرایطی که توضیحاتش به این کمیته قابل قبول و منطقی نباشد، مشمول جریمه‌های دیگری (از قبیل جریمه‌های نقدی و محرومیت از چند بازی بعدی) نیز می‌گردد.






ورزشگاه شهید باکری تبریز

ورزشگاه تراکتورسازی نام ورزشگاه اختصاصی تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز است. این ورزشگاه فاقد نام مصوب بود؛ اما مدیرعامل وقت باشگاه آن را به افتخار مهدی باکری، ورزشگاه شهید باکری نام‌گذاری کرده‌است.

این ورزشگاه دارای ظرفیت ۱۰،۰۰۰ تماشاگر بوده و در کنار مجموعه کارخانجات تراکتورسازی قرار گرفته‌است. باشگاه فوتبال تراکتورسازی تبریز، پیش از صعود به لیگ برتر، بازی‌های خانگی خود را در لیگ آزادگان در این استادیوم بر‌گزار می‌کرد؛ اما پس از صعود به لیگ برتر، بازی‌های خانگی خود را در ورزشگاه یادگار امام تبریز و تمرینات خود را نیز در ورزشگاه اختصاصی خود انجام می‌دهد.







تیم فوتبال

تیم فوتبال (به انگلیسی: Football team) نامی است که به گروهی ورزشکار که در ورزش فوتبال کار می‌کنند گفته‌می‌شود.







ورزشگاه تختی (تبریز)

ورزشگاه تختی معروف به ورزشگاه باغشمال یکی از قدیمی‌ترین ورزشگاه‌های ایران و تبریز می‌باشد که پیش از ساخت ورزشگاه یادگار امام تبریز، به عنوان ورزشگاه اصلی این شهر به کار گرفته می‌شد. این ورزشگاه بخشی از مجموعه ورزشی تختی تبریز می‌باشد که در سال ۱۳۲۷ گشایش یافت.

دیدارهای لیگ بر‌تر ایران به علت عدم موافقت شورای تامین استان آذربایجان شرقی در این ورزشگاه برگزار نمی‌گردد و تنها بازی‌های دسته‌های پایین‌تر در آن انجام می‌گیرد.






تاریخچه

ورزشگاه باغشمال در محله باغشمال تبریز در سال ۱۳۲۷ گشایش یافته است و در همان سال مسابقات قهرمانی کشور در رشته‌های فوتبال، بسکتبال و والیبال به صورت متمرکز در این ورزشگاه برگزار شد. در زمان برگزاری این مسابقات زمین فوتبال ورزشگاه خاکی بود.

در سال ۱۳۳۵، چمن ورزشگاه در بازی دوستانه منتخب تبریز و تیمی از آدنا ترکیه گشایش یافت. پس از انقلاب ۱۳۵۷ این ورزشگاه به یاد غلامرضا تختی به ورزشگاه تختی تغییر نام یافته است.






پرتماشاگرترین بازی‌ها

در یکی از بازی‌های انجام شده در این ورزشگاه در سال ۶۴، نزدیک به ۴۰ هزار تماشاگر در ورزشگاه حضور داشتند به طوری که دور پیست و سقف ورزشگاه نیز مملو از جمعیت بود.

پرتماشاگر‌ترین بازی دهه ۷۰ نیز به بازی دو تیم تراکتورسازی و پاس در سال ۷۱ مربوط می‌باشد که ۳۰هزار نفر از نزدیک این بازی را تماشا کردند. بازی دوستانه منتخب آذربایجانشرقی و آلمان شرقی نیز یکی از پرتماشاگرترین بازی‌ها در این استادیوم بوده است.






بازی‌های بین‌المللی
جام ملت‌های آسیا

این ورزشگاه در سال ۱۳۵۵ و در رقابت‌های جام ملت‌های آسیا ۱۹۷۶ میزبان دیدارهای دور مقدماتی گروه آ مسابقات بود که با شرکت تیم‌های ملی فوتبال کویت، چین، و مالزی برگزار شد.






تیم ملی ایران

چند بازی بین‌المللی تیم ملی نیز در این ورزشگاه انجام گرفته است که از آن جمله می‌توان به دیدار تیم ملی ایران با کویت در سال ۱۳۷۵، بازی‌های مقدماتی جام‌جهانی ۲۰۰۲ با حضور تیم‌های ایران، گوام و تاجیکستان و دیدارهای جام ال‌جی در سال ۲۰۰۲ و با شرکت تیم‌های ایران، پاراگوئه، مراکش و آفریقای جنوبی اشاره نمود.

همچنین بهترین پیروزی تیم ملی فوتبال ایران در این ورزشگاه روی داد. در دیداری که در تاریخ ۲۴ نوامبر ۲۰۰۰ انجام شد، ایران موفق شد در دیداری یک‌سویه تیم ملی فوتبال گوام را با نتیجه پر گل ۱۹ بر صفر شکست دهد.




تجمعات سیاسی

این ورزشگاه از آن‌جا که در مرکز شهر تبریز واقع شده است، در هنگام سفرهای مقامات کشوری محل دیدارهای مردمی می‌باشد.







ورزشگاه یادگار امام تبریز

ورزشگاه یادگار امام تبریز (سهند) دومین ورزشگاه بزرگ فوتبال ایران بوده و گنجایش آن ۶۶،۸۳۳ نفر است. این ورزشگاه از سال ۱۳۶۸ خورشیدی شروع به ساخت گردید و یکی از ۱۴ مکان ورزشی دهکده المپیک تبریز به‌شمار می‌رود؛ به‌طوری که از مجموع ۳۶۰ هکتار مساحت این دهکده، ۱۲٫۵ هکتار به ورزشگاه یادگار امام اختصاص یافته‌است.

این ورزشگاه، طبق ارزیابی‌های انجام گرفته توسط کنفدراسیون فوتبال آسیا، موفق به دریافت درجه A شده‌است.






طرح معماری

طراح این استادیوم، موفق به دریافت جایزه بین‌المللی ای‌اف‌سی شده‌است. همچنین، ورزشگاهی واقع در شهر هیروشیمای ژاپن، با طرحی مشابه این استادیوم ساخته شده‌است.

طراحی ورزشگاه یادگار امام در سال ۱۳۶۴ صورت گرفته و کلنگ‌زنی و مراحل اجرایی آن از سال ۱۳۶۷ آغاز شد.

طبقه اول سکوی تماشاگران ورزشگاه، فاقد ستون بوده و به صورت طبیعی بر روی صخره و کوه سوار شده‌است که تنها دو ورزشگاه در دنیا با این ویژگی ساخته شده‌اند.
page9 - page10 - page11 - page12 - page13 - page15 - page16 - | 11:56 am
در وهله اول با توجه به تواتر بیاناتی که راجع به وهابیت مطرح شد (چه در مورد خدای وهابیت، چه در مورد پیامبر وهابیت و چه در مورد مبانی اعتقادی آنها)، آنهم در منابع معتبر شیعی و سنی، تمام مطالبی که مطرح شد کاملا صحیح و عقلانی بودند. همانطور که مطرح نمودید فرقه ضاله وهابی هیچ ارتباطی با اهل تسنن ندارند و لذا برای محکوم کردنشان باید از ابزارهای مخصوص به خود استفاده نمود. در زیر به صورت موردی مباحث را به صورت موردی خدمتتان نوشته‌ام که به نظر من با این دید بهتر می‌توان وهابیون را محکوم نمود.






خواستگاه وهابیت

راجع به خواستگاه وهابیت می‌خواهم بگویم که خواستگاه آمریکایی نبوده و خواستگاه کاملا دینی می‌باشد. اصلا آنزمان که ابن تیمیه مبانی اعتقادی خود را مطرح نمود آمریکا به عنوان یک کشور مستقل شناخته نشده بود و یا در زمان محمدبن عبدالوهاب اصلا آمریکایی مطرح نبود آنهم به عنوان یک قدرت جهانی. در واقع ابن تیمیه یک عالم دینی بود که عقاید گمراهانه خود را با نتیجه‌گیریهای غلط خود از مبانی فقه ابراز می‌داشت. (به عنوان مثال از یک عالم دیگر که به عقیده خود کار درست را انجام می‌داد می‌توان به ابن ملجم مرادی (لعنه الله) اشاره نمود که در زمان خلفا به عنوان یک عالم برجسته برای تبلیغ و تدریس قرآن به مصر اعزام شده بود. این ملعون گر چه تحریکهایی مثل قطام پشت سرش بود، اما واقعا با اعتقاد خود امیرالمومنین را به شهادت رساند. حتی چند وقت پیش به گوش من رسید که یکی از علمای وهابی برگشته و گفته که ابن ملجم مجتهد بوده و به اجتهاد خود علی را شهید کرده و حرجی بر او نیست. حالا من خود نمیدانم این وهابی خلیفه چهارم خود را بیشتر قبول دارد یا یک مجتهد را؟؟؟ آنهم با علم بر اینکه علی (ع) در زمان خود بزرگترین مفسر قرآن بود چه برسد به اینکه یک مجتهد باشد.) خلاصه اینکه می‌خواهم بگویم که عالمان زیادی در تاریخ وجود داشته‌اند که بسیاری از مردم را به ضلالت محض کشانده‌اند و ابن تیمیه و محمدبن عبدالوهاب هم از آنها بوده‌اند. نه اینکه بخواهند مغرضانه ضحبت کرده باشند و یا انسانهای بدوی بوده باشند. اتفاقا از تحصیل کرده‌ترین انسان‌های زمان خود بوده‌اند. برای محکوم کردن چنین اشخاصی باید آنها را به مبانی دین آشنا نمود و این واقعا به عهده علمای ماست. علمایی هم که بتوانند یا می‌توانسته‌اند این کار را بکنند به لطف خدا فراوانند. به عنوان مثال استاد علامه جعفری مبانی اعتقادی و عرفانی را طوری بیان می‌کردند که وهابی که سهل است، بودایی ها هم نمی‌توانستند بر ایشان اشکال بگیرند و حتی اشکالاتی که بود کاملا علمی بوده و اصلا بحث نزاع در آن مطرح نبود. به نظر حقیر نزاع مصداق بحث علمی نبوده و مصداق منفعت طلبی می‌باشد، چه منفعت اقتصادی، چه منفعت سیاسی و …



رشد وهابیت

اما مسئله الان دیگر رسما از خواستگاه وهابیت برگشته و باید به ماهیت فعلی وهابیت توجه نمود. این مسئله هم الان به آمریکا مرتبط شده است ولی ریشه انگلیسی دارد. زمان محمد ابن عبدالوهاب که انگلیس به دنبال استعمار مناطق مختلف جهان از جمله استرالیا، آمریکای جنوبی، هند و خاورمیانه بود، وجود یک عالم جاهل که تندرو باشد بهترین ابزار برای تفرقه افکندن در میان مردم خاورمیانه که مردمی مذهبی بودند برایش به شمار می‌آمد، حال این عالم می‌خواهد شیعی باشد (مانند بعضی از علمای مشروطه) می‌خواهد سنی باشد (مانند محمد ابن عبدالوهاب) می‌خواهد سیاستمدار باشد (مانند محمدعلی فروغی که فراماسون بود) و بسیاری موارد دیگر…. تجربه هم نشان داده است که در زمانهای مختلف انگلیس به دنبال این مطلب بوده است و از ابزارهای مختلف استفاده نموده است. به عنوان مثال رضاخان تا زمانی که شم سیاست انگلیسی داشت در ایران حمایت شد (حال می‌خواست حجاب را آزاد کند می‌خواست اجباری کند، برای انگلیس اصلا مسئله عقاید مهم نبود) اما زمانی که مملکت سامان گرفت و رضاخان شم ملی گرایی پیدا کرد خود انگلیسی‌ها او را تبعید کردند. حال به دنبال بحث اصلی که برویم، یکی از این فرقه‌هایی که انگلیس موفق شد از آن استفاده کند وهابیت و در راس آن محمدابن عبدالوهاب بود. بنابراین اینجاست که دیگر رشد وهابیت یک رشد سیاسی بوده و اصلا رشد دینی نبوده است که ما بخواهیم آنها را با مبانی دین محکوم نماییم. اما اینکه چگونه آمریکا وارد ماجرا شد این است که در طی سالهای متمادی انگلیس به دنبال استعمار بر خود آمریکا هم بود. اما انقلابی که بر علیه استعمار در امریکا صورت گرفت انگلیس را کنار زد و قدرت جهانی کم‌کم از انگلیس به آمریکا منتقل شد. حال دیگر انگلیس نمی‌توانست خود بر منطقه خاورمیانه مسلط باشد و از ابزار آمریکا برای این تسلط استفاده نمود. در طی مذاکرات مختلفی که انجام شد نهایتا آمریکا هم سیاست انگلیسی را دنبال نمود. (اینجاست که حتی در مورد تفرقه افکندن میان مسلمانان در سال 88 مقام معظم رهبری به صراحت از انگلیس به عنوان یک خبیث نام برد). الان هم که عملا به بهانه وهابیت، مسائل اقتصادی عربستان و وابستگی شدید این کشور به نفت، این کشور را برای افزایش قیمت نفت خود کاملا وابسته به آمریکا کرده است.



سیاست گذاری‌های آمریکا

اما مسئله الان آمریکا و عقایدش را نسبت به مذاهب بیان می‌کنم. آمریکایی‌ها اعتقاد به صلح جهانی دارند اما متاسفانه فقط عقاید خودشان را در این راستا درست می‌دانند. عقایدی را که سایر کشورها در این زمینه بیان می‌کنند را یا محکوم به تروریستی می‌دانند و یا تابعه خود می‌شمارند و جلای صحیح بودن به آن می‌دهند. در این راستا عملا به این مسئله ختم شده‌ایم که هر کس آمریکا را قبول دارد آنها هم او را قبول دارند. یکی از اینها وهابیون عربستان می‌باشند. و بحث تنها منفعت طلبی بوده و بحث اتحاد خودشان می‌باشد. بحث اصلا پایگاه دینی ندارد که بخواهیم دین را خرج بر این مسئله نماییم. یک گروه دیگر رهبر بودایی ها می‌باشد که حتی دیدارهایی با اوباما داشته است. یکی دیگر خاخام‌های یهودی می‌باشند که رابطه حسنه‌ای با آمریکا دارند حال آنکه اصلا در دین یهود، دین فعلی مسیحیت جایگاهی ندارد و تنها بحث منفعت است. به نظر حقیر وهابیت هم از این دسته می‌باشد. در واقع آمریکا اعتقاد به آزادی عقاید به نفع خود دارد و می‌گوید عقاید تا زمانی آزاد هستند که مانع آزادی عقاید دیگر نشوند. مثلا اگر ایران با عقاید صهیونیسم مخالفت کند و به دشمنی برخیزد هر چند درست هم که بگوید مصداق به هم ریختن جهان و تروریست خواهد بود. چون نفس عمل تروریستی خواهد بود. (این جمله بسیار مهمی است). اصلا این عقاید را کنار می‌گذارم و دو نمونه مثال از خود آمریکا می‌گویم که هر کاری را برای متحد نگه داشتن خود انجام می‌دهد.

1-مثال اول: حمایت از همجنسبازان: با اینکه در تمامی ادیان ابراهیمی این مسئله شدیدا نهی شده است زمانی که یک دسته همجنسباز در آمریکا پیدا می‌شود با اینکه خود سیاستمداران آمریکایی می‌دانند که این کار غلط است اما به خاطر حفظ وحدتشان و اینکه مسئله جنجالی نشود، به آنها آزادی می‌دهند. کلا اعتقاد به وحدت زیادی در وجود آنها می‌باشد. از نظر عقیدتی همین بس که بگویم بوش خود یک آدم مذهبی بوده و بزرگترین مخالف همجنسگرایی در آمریکا بود.

2-مثال دوم بحث کاواره‌ها در امریکا می‌باشد. آنها می‌دانند این کار غلط است، اما برای راه افتادن چرخ مملکت اگر لازم باشد آن را آزاد می‌کنند. حال بررسی مختصری راجع به زنانی که در کاواره‌ها هستند خدمتتان می‌گویم. صادقانه بگویم، اکثرا کسانی هستند که دستشان به دهنشان نمی رسد، مهاجر خارجی هستند و هنوز کار پیدا نکرده‌اند. وگرنه شما هیچ موقع در آمریکا یک زنی را که استاد دانشگاه، پزشک، کارخانه‌دار و … باشد را نخواهید دید که علاقه مند به کاواره باشد یا آنرا تصدیق نماید بلکه حالش از این قبیل مسائل به هم می‌خورد. می‌خواهم خدمتتان بگویم که اینها بیشتر سیاستگذاری می‌باشد تا اینکه خواستگاه دینی، اخلاقی و انسانی داشته باشد. حال اگر کسی مثل رهبر دلپاک انقلاب با عقاید مذهبی خود با این عقیده مخالفت نماید چون برای انها مصداق تفرقه می‌باشد، این شخص تروریست خواهد بود حال چه درست بگوید چه اشتباه. (در این مورد مطالعه شخصیت محمد ابن زکریای رازی بسیار کمک به فهم بیشتر موضوع خواهد نمود)

ببینید دنیا چقدر جالب است که قدرت طلبی به راحتی کلام خدا را مصداق ترور و در راستای گسترش تروریست جهانی می‌داند. امیدوارم تا کنون عقایدی که بوده خدمتتان گفته باشم، اما راهکار در این باره را آنچه به نظرم می‌رسد در زیر نوشته‌ام.



حل مسئله

با همه این مسائل به نظر من تنها راه مقابله با این امر، این است که ما تمام تلاشمان این باشد که انسجام عقیدتی و ملی خود را حفظ نماییم و ببینیم که راهکار برای این مسئله چیست. آنهم با وجود تبلیغات گسترده کنونی که به خاطر مسائل سیاسی علیه دین صورت میگیرد. یکی از ابزارهای این کار پیشرفتی است که باید در این کشور بوجود بیاید تا حداقل خودمان از ته دل خودمان را قبول کنیم تا اگر حرفی را در دنیا زدیم چهار نفر دیگر هم آن را قبول کنند و بتوانیم حرفهایمان را به کرسی بنشانیم. این خیلی بد است که گروهی از مردم اعتقاد دارند که اگر آمریکا با عقاید خود به ایران حمله نماید بهتر است چون اعتقاد دارند که وضعیت عراق و افغانستان بعد از حمله آمریکا بسیار بهتر شده است و این را برای ایران هم می‌خواهند. یا اینکه اگر جنبشی نا صحیح در سال 88 درکشور بوجود می اید بالغ بر 10 میلیون طرفدار داشته باشد. یا اینکه افرادی که برای تحصیل به آمریکا می‌روند بیشترشان ار آن به بعد اصلا ایران را قبول نداشته باشند. به نظر من باید نقطه ضعفهایمان را از نظر صنعتی، پزشکی، اقتصادی، اجتماعی و … را در سایه تعالیم دینی چنان تقویت کنیم که این جنبه ها از نظر همه قابل قبول باشند. مثالی خدمتتان بزنم، الان وضعیت بیمارستان‌ها طوری شده است که خدای ناکرده اگر شخصی مشکل مالی دارد رسما از بهبود خود ناامید می‌گردد. دین همانطور که جنبه عرفانی و خدایی دارد، جنبه مادی و اقتصادی و اجتماعی هم داشته و باید این مسائل بر طرف بشوند. پیامبر (ص) خود در زمان قبل از پیامبری تاجر بود و تاکید بسیار زیادی برای تلاش بی شایبه برای روزی حلال داشت. الان متاسفانه به قدری نقطه ضعف در جامعه ما وجود دارد که بسیاری بواسطه آنها حتی اصل موضوع را زیر سوال می‌برند. به عنوان مثال برای چه یک جامعه باید به سمت بی حجابی برود؟ مگر در بی حجابی چه هست؟ آیا جز این است که از بعضی مسائل دینی خسته شده‌اند و این به خاطر نقطه ضعفهایمان بوده است. یا مگر رهبر معظم انقلاب تا کنون حرفی زده است که سعادتخواهی در آن آنهم برای همه نباشد؟ پس چرا نباید با وجود اینکه نمی‌توانند فلسفه عقیدتی این شخص الهی را رد کنند با او مخالفت می‌کنند؟ درست است که گناهان باعث تیرگی قلب می‌شوند و همه مسائل به بحث آبادانی اجتماع بر نمی‌گردد اما آنبخشی که مرتبط با این امر است کمک بسیار زیادی به پیش‌برد عقایدی خواهد کرد که عقاید ناب اسلامی هستند. آرزوی سلامتی برای رهبر کبیر انقلاب دارم.

به امید آنروزی که با ظهور فرزند خلف امیرالمومنین تمامی این مسائل پایان یافته و همه موارد صحیح و الهی مصداق امورات درست در این دنیا باشند.
ساعت : 11:56 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
وهاب | next page | next page