اهمیت یکتاپرستی
اهمیت یکتاپرستی

از دیدگاه قرآن، یکتاپرستی شرط لازم برای بخشیده شدن در روز قیامت است:

مسلماً خدا، این را که به او شرک ورزیده شود نمی‌بخشاید و غیر از آن را برای هر که بخواهد می‌بخشاید، و هر کس به خدا شرک ورزد، به یقین گناهی بزرگ بربافته‌است. (نسا ۴۸)






توسل

توسل به معنی یافتن وسیله‌ای برای نزدیکی به خداوند است و ارتباط نزدیکی با مبحث شفاعت دارد. توسل به این معنی نزد شیعیان، صوفیان و بعضی اهل سنت مورد پذیرش و نزد عده ای دیگر از شیعه، اهل سنت و سلفیان رد می شود. و این گروه توسل را از «وسیله»، به معنای تقرّب جستن به غیر و جایز نمی‌دانند. هر دو گروه برای حقانیت خود شواهدی از قرآن و حدیث ذکر کرده اند در ظاهر قرآن و حدیث شواهدی دال بر توسل و رد آن هر دو وجود دارد که مذاهب اسلامی با تفاسیر متفاوت و تجمیع برداشتها به یک دیدگاه کلامی مشخص و متفاوت می رسند.






در دیدگاه شیعه

در عقاید شیعه توسل به معنی یافتن وسیله‌ای برای نزدیکی به خداوند است و ارتباط نزدیکی با مبحث شفاعت دارد. توسل در میان شاخه‌های مختلف مسلمانان در طی قرون گذشته رواج داشته، ولی در میان شیعیان و صوفیان از اهمیت بیشتری برخوردار است. از قرن هشتم هجری قمری، انتقادات سلفیان از توسل درگیری‌هایی را بین آنان و شیعیان و اهل سنت معتدل به وجود آورده‌است.






توکل

توَکّل در اسلام به معنی آن است که بندهٔ خدا، خدا را وکیل در امر خود قرار دهد. شخصی که بر خدا توکل کرده، کارهای خود را به خدا حواله کرده و از هر عامل دیگری در امور خود دوری می‌جویند. شخص توکل کننده را «متوکل» می‌نامند. شخص متوکل تنها به خدا وابسته‌است و او را اساس اعمال می‌داند. توکل ضد حرص دانسته شده که یکی از گناهان اولیه در اسلام است. حرص گناهی است که باعث رانده شدن آدم و حوا از بهشت گردید.

در قرآن، خدا دوست‌دار کسی که به او توکل می‌کند قلمداد شده‌است: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ» توکل به معنی آن است که بنده امر خود را به خدایش واگذار کند. در مذهب شیعه دوازده‌امامی، احادیث بسیاری در ستایش توکل وارد شده‌است.موسی بن جعفر امام هفتم شیعیان می‌گوید: «هر که می‌خواهد قوی‌ترین مردم باشد، به خدا توکل کند»






تکبیر

تکبیر به معنای یاد کردن (خدا) به بزرگی است و اغلب به صورت الله اکبر بیان می شود و شعاری اسلامی است.

تکبیر بخشی از اذان بوده و مسلمانان در بسیاری مواقع به عنوان شعار از آن استفاده می‌کنند. علاوه بر اذان تکبیر بخشی از سایر ادعیه اسلامی نیز می‌باشد.






معنی

الله اکبر از دو واژه الله به معنی خدا و اکبر که یک صفت برتر به معنای بزرگتر است، ساخته شده‌است.

در ترجمه الله اکبر به فارسی باید دقت کرد که الله مبتدا و اکبر خبر مربوط به آن است و لذا ترجمه فارسی آن به صورت خدا بزرگتر است(از آن که وصف شود) می‌باشد.

امام محمد غزالی در کتاب کیمیای سعادت در تفسیر این واژه می‌گوید:«معنی الله اکبر آن است که گویی که خدای بزرگتر است و حقیقت این آن باشد که بزرگتر از آن است که خلق وی را به قیاس خویش بتوانند شناخت، نه معنی آن است که وی از آن بزرگتر باشد. الله اکبر یعنی که خداوند بزرگتر از آن است که به قیاس عقل، آدمی وی را بتواند شناخت.»






کاربرد

الله اکبر به عنوان شعار در تظاهرات بین مسلمانان کاربرد دارد. برای مثال می‌توان به تکبیرهای مردم آزادی خواه ایران در قبل از انقلاب ۵۷ اشاره کرد. همچنین در موقع تعجب کردن نیز توصیه شده است که مسلمانان این عبارت را به کار برند. این ذکر برای یاد کردن عظمت خدا در هنگام نماز و غیر آن و نیز گاهی در هنگام شادی مسلمانان کاربرد دارد.






تکبیر بر روی پرچم‌ها

در پرچم‌های کشورها و مناطق مختلف مسلمان نشین نیز این عبارت بکار رفته از جمله پرچم‌های زیر. الله اکبر یا تکبیر به معنای بزرگ خواندن خداوند و توکل به اوست. هنگامی که مسلمانی تکبیر می‌گوید این حس به او داده می‌شود که چون کسی از خدا بزرگتر نیست(به اندازه خداوند قدرتمند نیست)اگر در حال انجام دادن کار نیکی باشد خداوند به او کمک خواهد کرد





جهاد

جِهاد یکی از مفاهیم دین اسلام است.

واژه «جهاد» از ریشه «ج-ه-د» به معنی کوشش و مبارزه و فعالیت است. جهاد برعکس آنچه که امروزه توسط سیاست‌مداران مطرح می‌شود تنها به معنی جنگ و خون‌ریزی نیست. بلکه در اصل به معنی کوشش و مبارزه می‌تواند در عرصه‌های گوناگون باشد. جهاد، مصادیق دیگری چون جهاد اصغر، جهاد مالی و جهاد زبانی دارد. برخی از عبادات نیز همسنگ جهاد دانسته شده‌اند. متصدی امر جهاد، حکومت دینی است. بزرگ‌ترین جهاد «جهاد با نفس» است که با نام (جهاد اکبر) شناخته می‌شود و تلاش در راه دفاع از دین اسلام یا گسترش قلمرو اسلام، جهاد کوچک (جهاد اصغر) نام دارد.

جهاد یکی از فروع دین و از واجبات اسلامی است. کلمهٔ جهاد حدود ۱۰۸ بار در قرآن آمده‌است.






انواع جهاد

جهاد به صورت کلی به دو نوع جهاد دفاعی و جهاد ابتدایی تقسیم می‌گردد. جهاد دفاعی، جنگ و مبارزه‌ای است که در صورت تجاوز دشمنی به حریم مسلمین واجب و لازم می‌گردد و آیات متعدد قرآن به آن دستور دارد. جهاد ابتدایی، جهادی است که مسلمانان ابتداءاً به جنگ وارد می‌شوند، بدون اینکه طرف مقابل ابتدا جنگ را آغاز کرده باشد. بر خلاف فقهای سیاسی یا جهادگرا همچون روح الله خمینی , علی خامنه ای و اصولاً اندیشه فقهی حکومت ایران و فقهای مایل به اسلامگرایی انقلابی، فقهای سنتی و غیر ایدئولوژیک جهاد ابتدایی را تنها در زمان پیامبر یا امام معصوم ممکن می‌دانند و انجام آن را بدون اجازه معصوم خطا می‌دانند. برخی اندیشمندان اسلامی مثل سیدمصطفی محقق داماد جهاد را در اسلام حتی در زمان امام معصوم تنها محدود به جهاد دفاعی می‌دانند.






اهداف جهاد

به دیدگاه مسلمانان جهاد اسلامی دارای اهداف مقدسی مانند براندازی شرک و کفر، مبارزه با تبهکاران و گمراهان، پاسداری از نظام اسلامی و دفاع از مرزها است و از نگر ایشان این اهداف موجب برتری این نوع جنگ نسبت به دیگر جنگ‌ها می‌شود.






غرب و مسألهٔ جهاد

«استیون ورتووک» یکی از جامعه شناسان غربی دربارهٔ رویکرد رسانه­ها نسبت به اسلام می­گوید: «از پایان دهه ۱۹۷۰، مسلمانان همواره در عملیات خرابکارانه و تروریستی در نقاط مختلف جهان، به عنوان یک گروه هدف قرار گرفته‌اند ... در ۱۷ ژانویه سال ۱۹۹۱، عنوان پرفروش‌ترین روزنامة ایتالیا- کوریر دلامرا- چنین بود: "ترس بازشدن جبهة دومی در میان جهان مسلمان، به نام جهاد اسلامی" این دیدگاه، با عناوینی مانند"خطر تروریسم، وضعیت قرمز!"، "نقشه­ای برای جبهة داخلی" و یا "اعلام خطر! تروریسم گسترش می‌یابد" ادامه یافت ... ایدهٔ "تروریست عرب مسلمان"، مدام تولید می­شد؛ زیرا از آن دسته اخباری بود که مردم دوست داشتند بشنوند و در ضمن، افکار عمومی را علیه اعراب مهاجر، تقویت می‌کرد».

«دن کوئل» از معاونین سابق دولت آمریکا بنیادگرایی اسلامی را یک خطر جهانی و جایگزین کمونیسم مطرح ساخت. از سوی دیگر، ویلی گلاس دبیر کل سازمان ناتو نیز در یک کنفرانس امنیتی در آلمان، اعلام کرد که بنیادگراییِ اسلامی اکنون برای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی به اندازهٔ خطر کمونیسم در گذشته، تهدید آمیز است.






جهاد در منظر قرآن

در قرآن آیاتی بسیار دربارهٔ عظمت و جایگاه رفیع جهاد در میان عبادات به چشم می‌خورد که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:


أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَآجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ کَمَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْأَخِرِ وَجَهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَایَهْدِی الْقَوْمَ الظَّلِمِینَ.«سوره توبه آیه ۱۹»

ترجمه فارسی آیه: آیا آبرسانی به حاجیان و تعمیر مسجدالحرام را همانند «عملِ» کسی قرار داده‌اید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده است؟ این دو نزد خداوند یکسان نیست و خداوند گروه ستمگر را هدایت نمی‌کند.


إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْو لَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقّاً فِی التَّوْرَیةِ وَالْإِنجِیلِ وَالقُرْءَانِ وَمَنْ أَوْفَی بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَ لِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ.«سوره توبه آیه ۱۱۱»

ترجمه فارسی آیه: در حقیقت خدا از مؤمنان جان و مالشان را به بهای اینکه بهشت برای آنان باشد خریده است همان کسانی که در راه خدا می‌جنگند و می‌کشند و کشته می‌شوند این به عنوان وعده حقی در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست و چه کسی از خدا به عهد خویش وفادارتر است پس به این معامله‌ای که با او کرده‌اید شادمان باشید و این همان رستگاری بزرگ است.


إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفّاً کَأَنَّهُم بُنْیَانٌ مَّرْصُوصٌ.«سوره صف آیه ۴»

ترجمه فارسی آیه: همانا خداوند کسانی را دوست دارد که صف بسته در راه او پیکار کنند، چنانکه گویی بنای بسیار مستحکم سربی هستند.






جهاد در روایات

روایاتی بسیار در عظمت و اهمیت جهاد در راه خدا نقل شده‌است که به عنوان نمونه به چند روایت بسنده می‌کنیم: ابوذر غفاری از محمد پرسیده‌است:

کدام یک از اعمال نزد خداوند دوست داشتنی تر است؟ محمد پاسخ داده‌است:ایمان به خدا و جهاد در راه او. ابوذر غفاری دوباره سوال نموده‌است که کدامین جهاد از همه جهادها برتر است؟، پیامبر خدا که درود بی پایانش بر او و خاندانش باد، پاسخ داده‌است: جهاد کسی که اسبش پی شود و خونش در راه خدا بر زمین ریزد.



امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب دربارهٔ جهاد این چنین گفته‌است:

جهاد دری است از درهای بهشت که خداوند تنها به روی اولیاء خاص خویش گشوده‌است و آن لباس تقوا و زره نفوذ ناپذیر و سپر اطمینان بخش الهی بر پیکر مجاهدان است.



در روایت دیگری امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب در رابطه با اهمیت جهاد اینطور می‌فرماید:

خداوند عزوجل جهاد را واجب کرده، و آن را بزرگ شمرده و یاری و یاورش قرار داده‌است. به خدا سوگند که دنیا و دین جز با جهاد اصلاح نمی‌شود.



امام محمدباقر از امامان شیعه در حدیثی خطاب به سلیمان بن خالد می‌گوید: «آیا می‌خواهی از اصل، فرع و قلهٔ اسلام برایت بگویم؟» سلیمان بن خالد می‌گوید: «آری، ای فرزند رسول خدا.» حضرت اینچنین می‌فرمایند:

اصل و عمود «خیمه ی» اسلام، نماز و فرع آن زکات و قله و اوج عظمتش جهاد است.





حلال

حلال در اسلام به معنای مجاز و مقابل آن حرام به معنای غیر مجاز است.

اسلام به دو بخش تقسیم می شود: اعتقادات، احکام یا تشریعیات.

منظور ازاعتقادات ، اصول فکری و مبانی ایدئولوژیک است که باید با تفکر و تدبر به آنها رسید مثل توحید و عدل و نبوت و امامت و معاد و... اما منظور ازاحکام و تشریعیات مطالبی است که از طریق وحی بر پیامبر نازل شده و اطاعت از آنها برای فرد معتقد به اسلام واجب است.






مباحث مشمول حلال و حرام شامل

خوردنی ها و آشامیدنی ها.







معاملات و کسب و کار

ازدواج و طلاق
ارتباط با مردم(اعم از خانواده و همسایگان و همشهریان و حکومت)
ارتباط با طبیعت و حیوانات و محیط زیست
جنگ و صلح

و خلاصه همه ابعاد زندگی انسان در قالب حلال و حرام در شرع دارای دستور است.





حرام

حرام در لغت به معنای ناروا شدن و ممنوع کردن چیزی است و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که ترک آن بر مکلَف لازم و انجامش عذاب دارد. مانند: دروغ





واجب

واجب در لغت به معنای لازم، ناگریز و حتمی است و در اصطلاح فقه اسلام عملی است که انجامش بر مکلَف لازم است و ترک آن عذاب دارد. مانند:نماز

در مواردی که مساله با دلیل نقلی همراه است و مستقیماً به شرع منتسب است به «واجب» تعبیر می شود. در صوررتی که با دلیل عقلی باشد بطوریکه نتوان به شرع منتسب دانست معمولاً از آن به «لازم» تعبیر می شود.






اقسام واجب

واجب عینی: احکام واجب در شریعت اسلام به اعتبار فاعل آن به دو قسم واجب عینی و واجب کفایی تقسیم می‌شوند.که واجب عینی، آن است که از همه مکلفین خواسته شده و با انجام یک یا چند نفر از دیگران ساقط نمی‌شود مانند: نماز و روزه

واجب کفایی: احکام واجب در شریعت اسلام به اعتبار فاعل آن به دو قسم واجب عینی و واجب کفایی تقسیم می‌شوند.که واجب کفایی، آن است که اگر عده‌ای به قدر کفایت آن را انجام دهند، از دیگران ساقط می‌شود. مانند: نماز میت، امر به معروف و نهی از منکر

واجب تعیینی: احکام واجب در شریعت اسلام به اعتبار نفس وجوب به دو قسم واجب تعیینی و واجب تخییری تقسیم می‌شود.که واجب تعیینی، آن است که یک عمل مشخص از مکلفین خواسته شده است و بدل و جایگزین ندارد. مانند: نماز مغرب و عش

واجب تخییری: احکام واجب در شریعت اسلام به اعتبار نفس وجوب به دو قسم واجب تعیینی و واجب تخییری تقسیم می‌شود.که واجب تخییری، آن است که دو یا چند عمل از مکلَف خواسته شده و او اختیار دارد هرکدام را بخواهد انجام دهد. مانند: اختیار در اقامه نماز جمعه یا نماز ظهر در روز جمعه






مستحب

مستحب در لغت به معنای دوست داشته شده و پسندیده شده است و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که انجامش بر مکلَف مطلوب است و پاداش دارد ولی ترک آن عذاب ندارد. مانند: نماز شب





مکروه

مکروه در لغت به معنای ناپسند، ناخوشایند و ناگوار است و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که ترک آن مطلوب است و پاداش دارد ولی انجامش عذاب ندارد. مانند: پوشیدن لباس سیاه در نماز





مباح

مباح در لغت به معنای روا و جایز است و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که انجام و ترک آن بر مکلَف مساوی است؛ نه عذابی دارد و نه پاداشی. مانند: راه رفتن





رمضان
رمضان یا رَمَضان المُبارَک (به عربی: رمضان) نام نهمین ماه سال قمری است. در این ماه، روزه بر مسلمانان واجب شده‌است. ماه رمضان در دین اسلام ماهی مبارک است. در قرآن از این ماه به عنوان ماهی که در آن قرآن نازل شده یاد شده‌است. مسلمانان معتقدند که شب قدر در این ماه واقع است. روزه داری در ماه رمضان بر مسلمانان واجب بوده و به همین دلیل خوردن غذاهای مقوی برای سحری و افطاری که مستحب است، تأکید می شود.






مناسبت‌ها

۱۰ - درگذشت خدیجه، همسر پیامبر اسلام (۳ سال قبل از هجرت)
۱۵ - ولادت حسن بن علی، دومین امام شیعه (۳ قمری)
روز اکرام (در ایران)
۱۷ - معراج پیامبر اسلام (۶ ماه قبل از هجرت)
۱۸ - از شب‌های قدر
۱۹ - ضربت خوردن علی بن ابی طالب، خلیفه چهارم مسلمین و امام اول شیعه (۴۰ قمری)
۲۰ - از شب‌های قدر
۱۵ - فتح مکه بدست مسلمانان (۸ قمری)
۲۱ - درگذشت علی بن ابی طالب، خلیفه چهارم مسلمین و امام اول شیعه (۴۰ قمری)
۲۲ - از شب‌های قدر
نزول قرآن در شب قدر (۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان)







اعمال

در این ماه بر تمام مسلمانان واجب است که روزه بگیرند و علاوه بر آن اعمال مستحبی بسیاری وجود دارد که از جمله ی آنها می توان به تلاوت قرآن (که خواندن هر آیه در این ماه پاداشی معادل ختم قرآن در ماه های دیگر در نزد خداوند دارد.)،خواندن ادعیه(از جمله "یا عظیم و .." و ادعیه روزانه) و همچنین افطاری دادن اشاره کرد.خواندن نماز تراویح نیز که زمان آن بعد از نماز عشاءاست از عبادات مخصوص این ماه نزد اهل سنت میباشد. به گفته مسلمانان، در ماه رمضان درهای بهشت باز و در های جهنم بسته میباشد. شیاطین در غل و زنجیر هستند و دعاها مستجاب میگردد.





سنت

واژه سنت ((به عربی: سنة), جمع سنن عربی) از ریشه (سن عربی) به معنای جریان ملایم و روان آب یا مسیر مستقیم شارش است. معنای عینی واژه مسیر مشخص و به خوبی پیموده است. سنت هنگام بحث منابع دین، سیره محمد پیامبر است که می آموخت و به عنوان معلم و بهترین نمونه شریعت عملاً اجرا می کرد. بنا بر باورهای اسلامی، برای اجرای احکام دین و مناسک دینی و شکل دادن زندگی در تطبیق با خواست خدا تمسک به این شیوه لازم است. قرآن یکی از وظایف پیامبر به عنوان فرستاده خدا را اجرای این اعمال می داند.

در دین اسلام و منابع دینی، سنت به سنت محمد امین پیامبر اسلام گفته می شود و به معنای تمامی رفتارها و گفتارهایی است که در حضور و زمان ایشان انجام می شده و نهی از آن نفرموده است.

در مذهب شیعه، علاوه بر پیامبر اسلام، امامان شیعه نیز داخل تعریف سنت دانسته شده اند. در مجموع؛ سنّت در اصطلاح شیعیان یعنی گفتار و کردار و تقریرِ چهارده معصوم و در اصطلاح اهل سنّت یعنی گفتار و کردار و تقریرِ پیامبر. گفتار به معنای قول چهارده معصوم و کردار به‌معنای عمل و رفتار چهارده معصوم است. تقریر به‌معنای سکوتی است که علامت رضایت باشد..






شرک

شِرک واژه‌ای عربی است که از سه حرف ش‌رک به معنی شریک‌بودن تشکیل شده‌است. در دین شرک در برابر توحید قرار دارد و مفهوم آن اعتقاد داشتن به چندخدایی (وجود چند خدا) یا فرض نمودن شریک برای خدا است. شرک تنها گناه نابخشودنی در قرآن عنوان شده است:

«الله شرک به خود را نمی‌بخشد و گناهان دیگر جز آن را برای هرکه بخواهد می‌آمرزد. آنکه برای الله شریکی قرار می‌دهد گناه بسیار عظیمی مرتکب شده است.» (۴:۴۸)

برای شناخت درست شرک و شرک ورزیدن، رجوع به قرآن و آیات موجود پیرامون آن راهگشا خواهد بود. در زیر آیاتی بعنوان نمونه درج می‌شوند:

«کسی را که هوای نفس خود به خدایی گرفته دیده‌ایی؟ آیا می‌توانی حامی و کارساز او باشی؟» (۲۵:۴۳)

«می‌بینی آنهایی را که گمان می‌کنند به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از آن نازل شده ایمان دارند اما می‌خواهند که طاغوت برایشان حکم کند؛ و به آنها دستور داده شده که به اینان کافِر باشند. شیطان می‌خواهد که به شدت گمراه‌شان سازد.» (۴:۶۰)

«و الله گفت: ای عیسی بن مریم، آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به غیر از الله به خدایی بگیرند؟ گفت: ستودن برازنده توست، خود را جایز نمی‌بینم سخنی بگویم که در خور آن نیستم. اگر چنین چیزی گفته بودم بدان آگاه می‌شدی. تو به آنچه در نفس من است آگاهی و من به آنچه در نفس تو ست بی اطلاع، توئی دانای نهان‌ها.» (۵:۱۱۶)

«شما یک به یک به سوی ما آمده‌اید، همانطوری که در آغاز شما را آفریدیم؛ و هر آنچه که برای شما فراهم کرده بودیم پشت سر نهاده‌اید. شفیعانتان را که فکر می‌کردید با شما شریک‌اند، همراهتان نمی‌بینیم. پیوندهای شما از هم بریده و آنچه می‌پنداشتید دور و گم شده است.» (۶:۹۴)

«و برای الله شریکانی از جن قرار داده‌اند، حال آنکه او آنان را خلق کرده است. بی هیچ علم و دانشی دختران و پسرانی را برای او تصور کرده‌اند. الله ستودنی و برتر از چیزی است که وصفش می‌کنند.» (۶:۱۰۰)

«آیا موجودی را شریک خدا قرار می‌دهند که چیزی خلق نکرده و خود مخلوق است؟» (۷:۱۹۰)

«هر آنکه جز الله فرا می‌خوانید، بندگانی امثال شما هستند. اگر راست می‌گویید، آنها را بخوانید تا پاسخی بدهند.» (۷:۱۹۴)

«در آن زمان همه آنان را جمع می‌کنیم، پس به آنانی که شریکی قائل شده‌اند می‌گوییم شما و شریکانتان مکان یابید. سپس میانشان جدایی می‌افکنیم و شریکان آنها گویند شما ما را عبادت نمی‌کردید. * شهادت الله بین ما و شما کافی است که ما از عبادت شما آگاه نبوده‌ایم.» (۲۸-۱۰:۲۹)

«بگو کیست پروردگار آسمان‌ها و زمین؟ بگو الله، بگو غیر از او برای خود اولیائی برگزیده‌اید که قادر نیستند سود و زیانی به حال خود داشته باشند؟ بگو آیا کور و بینا مثل هم اند، یا تاریکی و روشنایی؟ آیا شریکانی که برای الله قائل شده‌اند، چیزی شبیه آنچه او خلق کرده، آفریده‌اند که اینان درباره آفرینش به اشتباه افتاده‌اند؟ بگو الله خالق همه چیز است و اوست یگانه قهار.» (۱۳:۱۶)

«و چون آنان که شریکانی قائل شده‌اند، شریکان خود را ببینند، گویند پروردگار ما اینان شریکانی اند که در کنار تو فرا می‌خواندیم. آنان در جواب پاسخ می‌دهند که شما دروغ می‌گویید.» (۱۶:۸۶)

«آنهایی که فرا می‌خوانند، خود درصدد اند برای تقرب به پروردگارشان وسیله‌ای بیابند، به رحمت او امید بسته‌اند و از عذابش می‌ترسند. عذاب پروردگارت وحشتناک است.» (۱۷:۵۷)

«شما و آنچه جز الله می‌پرستیدید، سوخت جهنم خواهید بود. این سرنوشت مختوم شماست.» (۲۱:۹۸)

«زمانی همه آنان را جمع می‌کنیم، سپس به آنان که شریکی قائل شده‌اند می‌گوییم، کجایند شریکانی که نزد خود می‌پنداشتید؟ * پاسخ و عذر آنان چیزی نیست جز اینکه گویند به الله سوگند ما مشرک نبوده‌ایم. * ببین که چگونه به خود دروغ می‌گویند. آنچه افترا می‌بستند از آنها دور و گم شده اند.» (۲۴-۶:۲۲)

«زمانی همه و آنچه جز الله می‌پرستیدند را جمع می‌کنیم؛ پس می‌گوید آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید یا خود آنها راه را گم کردند؟ * گویند ستودن برازنده توست. ما خود را جایز نمی‌بینیم که جز تو اولیائی برگزیده باشیم، اما تو آنان و پدرانشان را برخوردار ساختی در نتیجه ذکر را فراموش کردند و مردمی نابکار شدند.» (۱۸-۲۵:۱۷)

«زمانی که آنان را ندا می‌دهد و گوید کجایند شریکانی که برای من می‌پنداشتید؟ * آنان که مستحق مجازات‌اند گویند پروردگار ما، اینان کسانی‌اند که ما گمراه کرده‌ایم، گمراه‌شان کرده‌ایم چون خود گمراه شده بودیم. از اینان بیزاری می‌جوییم و به تو روی می‌آوریم. آنان ما را نمی‌پرستیدند.» (۶۳-۲۸:۶۲)





صله رحم
«صله» در لغت به معنای احسان و دوستی آمده‌است و مراد از «رَحِم» خویشاوندان و بستگان می‌باشد.در اصطلاح، صله رحم محبت و سلوک داشتن با خویشان و نزدیکان است.






در اسلام

در اصطلاح، صله رحم (یا پیوند خویشاوندی) محبت و سلوک داشتن با خویشان و نزدیکان است.اسلام تحکیم پیوندهای خویشاوندی واستحکام روابط خانوادگی را مورد تأکید و توجه قرار داده و صله رحم و رسیدگی به بستگان را به عنوان یک ارزش الهی واجب کرده‌است .صله رحم، تنها به رفت‌وآمد و دیدار نیست، همان گونه که قطع رحم، به ترک آمدوشد نیست. هدف از صله رحم برقرار کردن ارتباط و پیوند عاطفی با خویشاوندان است و این ارتباط از راه‌های گوناگونی امکان پذیر است:

کمک جانی: در جایی است که جان یکی از بستگان در خطر باشد که در این صورت وی باید تا پای جان بایستد و از خویشاوندان خود ـ در چارچوب اسلام و معیارهای مکتبی ـ دفاع کند، تا ضرر را از او دفع نمایند.
کمک مالی: اگر در مواردی میان بستگان انسان افراد نیازمند وجود دارد، رسیدگی مالی به ایشان لازم است.
کمک فکری: در جایی است که یکی از بستگان انسان نیاز به راهنمایی دارد.
ترک آزار: یکی از بهترین روش‌های صله رحم با خویشاوندان، ترک اذیت و آزار آنان است. بدین معنا پرهیز از غیبت، تهمت، زخم زبان و شماتت آنان، دخالت نکردن در زندگی آنها به عناوین مختلف، عیبجویی نکردن از آنان و... از بهترین موارد صله رحم است. اگر کسی نمی‌تواند به بستگان خود کمک مالی کند، لااقل باید زمینه اذیّت و آزار آنان را فراهم نکند.
کمک عاطفی: اگر عضوی نیاز به توجه و محبت دارد، از او دریغ نکند.







قطع صله رحم

از دید مسلمانان و طبق روایت‌های مذهبی آنها صله رحم مطلقاً واجب و قطع صله رحم مطلقاً حرام و از گناهان کبیره است.

کفر و فسق دلیلی بر قطع حق رحم نیست. ابن حمید از حضرت صادق پرسید: بستگان من بر غیر دین من هستند. آیا باز برای ایشان حقی بر عهده من است؟ حضرت فرمود: بلی، حق رحم به هیچ چیز ساقط نمی‌شود. اگر بستگانت بر دین تو بودند، دو حق بر تو داشتند: حق رحم و حق اسلام.

مقابله به مثل دلیلی بر قطع حق رحم نیست. شخصی از امام صادق می‌پرسد: «پسر عمویی دارم که هر چه با او می پیوندم، از من می‌بُرَد. آیا اجازه می دهید با او قطع رابطه کنم؟» حضرت فرمود: «اگر تو با او رابطه برقرار کنی و او از تو بِبُرَد، خدا شما را به هم می‌پیوندد و اگر تو از او بِبُری و او از تو ببرد، خدا از هر دو ببرد.»






واجب

واجب در لغت به معنای لازم، ناگریز و حتمی است و در اصطلاح فقه اسلام عملی است که انجامش بر مکلَف لازم است و ترک آن عذاب دارد. مانند:نماز

در مواردی که مساله با دلیل نقلی همراه است و مستقیماً به شرع منتسب است به «واجب» تعبیر می شود. در صوررتی که با دلیل عقلی باشد بطوریکه نتوان به شرع منتسب دانست معمولاً از آن به «لازم» تعبیر می شود.
اقسام واجب

واجب عینی: احکام واجب در شریعت اسلام به اعتبار فاعل آن به دو قسم واجب عینی و واجب کفایی تقسیم می‌شوند.که واجب عینی، آن است که از همه مکلفین خواسته شده و با انجام یک یا چند نفر از دیگران ساقط نمی‌شود مانند: نماز و روزه

واجب کفایی: احکام واجب در شریعت اسلام به اعتبار فاعل آن به دو قسم واجب عینی و واجب کفایی تقسیم می‌شوند.که واجب کفایی، آن است که اگر عده‌ای به قدر کفایت آن را انجام دهند، از دیگران ساقط می‌شود. مانند: نماز میت، امر به معروف و نهی از منکر

واجب تعیینی: احکام واجب در شریعت اسلام به اعتبار نفس وجوب به دو قسم واجب تعیینی و واجب تخییری تقسیم می‌شود.که واجب تعیینی، آن است که یک عمل مشخص از مکلفین خواسته شده است و بدل و جایگزین ندارد. مانند: نماز مغرب و عش

واجب تخییری: احکام واجب در شریعت اسلام به اعتبار نفس وجوب به دو قسم واجب تعیینی و واجب تخییری تقسیم می‌شود.که واجب تخییری، آن است که دو یا چند عمل از مکلَف خواسته شده و او اختیار دارد هرکدام را بخواهد انجام دهد. مانند: اختیار در اقامه نماز جمعه یا نماز ظهر در روز جمعه







حق‌الله

در لغت به معنایی «حق خدا» می‌باشد.

در دین اسلام حقوق به دو قسمت تقسیم می‌شوند: حق الله و حق الناس.

حق الله حقوقی است که فرد در مقابل خدا بر گردن دارند. حقوقی که فرد قبال خود دارد نیز جزء این گروه حساب می‌شوند. مانند نماز و روزه.

بر مبنای اعتقادات اسلام حق الناس از حق الله مهم تر است. و پاسخ دادن حق الناس در روز قیامت دقیق تر از پاسخ دادن به حق الله است. چرا که خداوند حق خود را می‌بخشد ولی حق مردم را باید صاحبان آن (مردم) ببخشند.
page1 - page2 - page3 - page4 - page5 - page7 - page8 - | 7:23 pm
در وهله اول با توجه به تواتر بیاناتی که راجع به وهابیت مطرح شد (چه در مورد خدای وهابیت، چه در مورد پیامبر وهابیت و چه در مورد مبانی اعتقادی آنها)، آنهم در منابع معتبر شیعی و سنی، تمام مطالبی که مطرح شد کاملا صحیح و عقلانی بودند. همانطور که مطرح نمودید فرقه ضاله وهابی هیچ ارتباطی با اهل تسنن ندارند و لذا برای محکوم کردنشان باید از ابزارهای مخصوص به خود استفاده نمود. در زیر به صورت موردی مباحث را به صورت موردی خدمتتان نوشته‌ام که به نظر من با این دید بهتر می‌توان وهابیون را محکوم نمود.






خواستگاه وهابیت

راجع به خواستگاه وهابیت می‌خواهم بگویم که خواستگاه آمریکایی نبوده و خواستگاه کاملا دینی می‌باشد. اصلا آنزمان که ابن تیمیه مبانی اعتقادی خود را مطرح نمود آمریکا به عنوان یک کشور مستقل شناخته نشده بود و یا در زمان محمدبن عبدالوهاب اصلا آمریکایی مطرح نبود آنهم به عنوان یک قدرت جهانی. در واقع ابن تیمیه یک عالم دینی بود که عقاید گمراهانه خود را با نتیجه‌گیریهای غلط خود از مبانی فقه ابراز می‌داشت. (به عنوان مثال از یک عالم دیگر که به عقیده خود کار درست را انجام می‌داد می‌توان به ابن ملجم مرادی (لعنه الله) اشاره نمود که در زمان خلفا به عنوان یک عالم برجسته برای تبلیغ و تدریس قرآن به مصر اعزام شده بود. این ملعون گر چه تحریکهایی مثل قطام پشت سرش بود، اما واقعا با اعتقاد خود امیرالمومنین را به شهادت رساند. حتی چند وقت پیش به گوش من رسید که یکی از علمای وهابی برگشته و گفته که ابن ملجم مجتهد بوده و به اجتهاد خود علی را شهید کرده و حرجی بر او نیست. حالا من خود نمیدانم این وهابی خلیفه چهارم خود را بیشتر قبول دارد یا یک مجتهد را؟؟؟ آنهم با علم بر اینکه علی (ع) در زمان خود بزرگترین مفسر قرآن بود چه برسد به اینکه یک مجتهد باشد.) خلاصه اینکه می‌خواهم بگویم که عالمان زیادی در تاریخ وجود داشته‌اند که بسیاری از مردم را به ضلالت محض کشانده‌اند و ابن تیمیه و محمدبن عبدالوهاب هم از آنها بوده‌اند. نه اینکه بخواهند مغرضانه ضحبت کرده باشند و یا انسانهای بدوی بوده باشند. اتفاقا از تحصیل کرده‌ترین انسان‌های زمان خود بوده‌اند. برای محکوم کردن چنین اشخاصی باید آنها را به مبانی دین آشنا نمود و این واقعا به عهده علمای ماست. علمایی هم که بتوانند یا می‌توانسته‌اند این کار را بکنند به لطف خدا فراوانند. به عنوان مثال استاد علامه جعفری مبانی اعتقادی و عرفانی را طوری بیان می‌کردند که وهابی که سهل است، بودایی ها هم نمی‌توانستند بر ایشان اشکال بگیرند و حتی اشکالاتی که بود کاملا علمی بوده و اصلا بحث نزاع در آن مطرح نبود. به نظر حقیر نزاع مصداق بحث علمی نبوده و مصداق منفعت طلبی می‌باشد، چه منفعت اقتصادی، چه منفعت سیاسی و …



رشد وهابیت

اما مسئله الان دیگر رسما از خواستگاه وهابیت برگشته و باید به ماهیت فعلی وهابیت توجه نمود. این مسئله هم الان به آمریکا مرتبط شده است ولی ریشه انگلیسی دارد. زمان محمد ابن عبدالوهاب که انگلیس به دنبال استعمار مناطق مختلف جهان از جمله استرالیا، آمریکای جنوبی، هند و خاورمیانه بود، وجود یک عالم جاهل که تندرو باشد بهترین ابزار برای تفرقه افکندن در میان مردم خاورمیانه که مردمی مذهبی بودند برایش به شمار می‌آمد، حال این عالم می‌خواهد شیعی باشد (مانند بعضی از علمای مشروطه) می‌خواهد سنی باشد (مانند محمد ابن عبدالوهاب) می‌خواهد سیاستمدار باشد (مانند محمدعلی فروغی که فراماسون بود) و بسیاری موارد دیگر…. تجربه هم نشان داده است که در زمانهای مختلف انگلیس به دنبال این مطلب بوده است و از ابزارهای مختلف استفاده نموده است. به عنوان مثال رضاخان تا زمانی که شم سیاست انگلیسی داشت در ایران حمایت شد (حال می‌خواست حجاب را آزاد کند می‌خواست اجباری کند، برای انگلیس اصلا مسئله عقاید مهم نبود) اما زمانی که مملکت سامان گرفت و رضاخان شم ملی گرایی پیدا کرد خود انگلیسی‌ها او را تبعید کردند. حال به دنبال بحث اصلی که برویم، یکی از این فرقه‌هایی که انگلیس موفق شد از آن استفاده کند وهابیت و در راس آن محمدابن عبدالوهاب بود. بنابراین اینجاست که دیگر رشد وهابیت یک رشد سیاسی بوده و اصلا رشد دینی نبوده است که ما بخواهیم آنها را با مبانی دین محکوم نماییم. اما اینکه چگونه آمریکا وارد ماجرا شد این است که در طی سالهای متمادی انگلیس به دنبال استعمار بر خود آمریکا هم بود. اما انقلابی که بر علیه استعمار در امریکا صورت گرفت انگلیس را کنار زد و قدرت جهانی کم‌کم از انگلیس به آمریکا منتقل شد. حال دیگر انگلیس نمی‌توانست خود بر منطقه خاورمیانه مسلط باشد و از ابزار آمریکا برای این تسلط استفاده نمود. در طی مذاکرات مختلفی که انجام شد نهایتا آمریکا هم سیاست انگلیسی را دنبال نمود. (اینجاست که حتی در مورد تفرقه افکندن میان مسلمانان در سال 88 مقام معظم رهبری به صراحت از انگلیس به عنوان یک خبیث نام برد). الان هم که عملا به بهانه وهابیت، مسائل اقتصادی عربستان و وابستگی شدید این کشور به نفت، این کشور را برای افزایش قیمت نفت خود کاملا وابسته به آمریکا کرده است.



سیاست گذاری‌های آمریکا

اما مسئله الان آمریکا و عقایدش را نسبت به مذاهب بیان می‌کنم. آمریکایی‌ها اعتقاد به صلح جهانی دارند اما متاسفانه فقط عقاید خودشان را در این راستا درست می‌دانند. عقایدی را که سایر کشورها در این زمینه بیان می‌کنند را یا محکوم به تروریستی می‌دانند و یا تابعه خود می‌شمارند و جلای صحیح بودن به آن می‌دهند. در این راستا عملا به این مسئله ختم شده‌ایم که هر کس آمریکا را قبول دارد آنها هم او را قبول دارند. یکی از اینها وهابیون عربستان می‌باشند. و بحث تنها منفعت طلبی بوده و بحث اتحاد خودشان می‌باشد. بحث اصلا پایگاه دینی ندارد که بخواهیم دین را خرج بر این مسئله نماییم. یک گروه دیگر رهبر بودایی ها می‌باشد که حتی دیدارهایی با اوباما داشته است. یکی دیگر خاخام‌های یهودی می‌باشند که رابطه حسنه‌ای با آمریکا دارند حال آنکه اصلا در دین یهود، دین فعلی مسیحیت جایگاهی ندارد و تنها بحث منفعت است. به نظر حقیر وهابیت هم از این دسته می‌باشد. در واقع آمریکا اعتقاد به آزادی عقاید به نفع خود دارد و می‌گوید عقاید تا زمانی آزاد هستند که مانع آزادی عقاید دیگر نشوند. مثلا اگر ایران با عقاید صهیونیسم مخالفت کند و به دشمنی برخیزد هر چند درست هم که بگوید مصداق به هم ریختن جهان و تروریست خواهد بود. چون نفس عمل تروریستی خواهد بود. (این جمله بسیار مهمی است). اصلا این عقاید را کنار می‌گذارم و دو نمونه مثال از خود آمریکا می‌گویم که هر کاری را برای متحد نگه داشتن خود انجام می‌دهد.

1-مثال اول: حمایت از همجنسبازان: با اینکه در تمامی ادیان ابراهیمی این مسئله شدیدا نهی شده است زمانی که یک دسته همجنسباز در آمریکا پیدا می‌شود با اینکه خود سیاستمداران آمریکایی می‌دانند که این کار غلط است اما به خاطر حفظ وحدتشان و اینکه مسئله جنجالی نشود، به آنها آزادی می‌دهند. کلا اعتقاد به وحدت زیادی در وجود آنها می‌باشد. از نظر عقیدتی همین بس که بگویم بوش خود یک آدم مذهبی بوده و بزرگترین مخالف همجنسگرایی در آمریکا بود.

2-مثال دوم بحث کاواره‌ها در امریکا می‌باشد. آنها می‌دانند این کار غلط است، اما برای راه افتادن چرخ مملکت اگر لازم باشد آن را آزاد می‌کنند. حال بررسی مختصری راجع به زنانی که در کاواره‌ها هستند خدمتتان می‌گویم. صادقانه بگویم، اکثرا کسانی هستند که دستشان به دهنشان نمی رسد، مهاجر خارجی هستند و هنوز کار پیدا نکرده‌اند. وگرنه شما هیچ موقع در آمریکا یک زنی را که استاد دانشگاه، پزشک، کارخانه‌دار و … باشد را نخواهید دید که علاقه مند به کاواره باشد یا آنرا تصدیق نماید بلکه حالش از این قبیل مسائل به هم می‌خورد. می‌خواهم خدمتتان بگویم که اینها بیشتر سیاستگذاری می‌باشد تا اینکه خواستگاه دینی، اخلاقی و انسانی داشته باشد. حال اگر کسی مثل رهبر دلپاک انقلاب با عقاید مذهبی خود با این عقیده مخالفت نماید چون برای انها مصداق تفرقه می‌باشد، این شخص تروریست خواهد بود حال چه درست بگوید چه اشتباه. (در این مورد مطالعه شخصیت محمد ابن زکریای رازی بسیار کمک به فهم بیشتر موضوع خواهد نمود)

ببینید دنیا چقدر جالب است که قدرت طلبی به راحتی کلام خدا را مصداق ترور و در راستای گسترش تروریست جهانی می‌داند. امیدوارم تا کنون عقایدی که بوده خدمتتان گفته باشم، اما راهکار در این باره را آنچه به نظرم می‌رسد در زیر نوشته‌ام.



حل مسئله

با همه این مسائل به نظر من تنها راه مقابله با این امر، این است که ما تمام تلاشمان این باشد که انسجام عقیدتی و ملی خود را حفظ نماییم و ببینیم که راهکار برای این مسئله چیست. آنهم با وجود تبلیغات گسترده کنونی که به خاطر مسائل سیاسی علیه دین صورت میگیرد. یکی از ابزارهای این کار پیشرفتی است که باید در این کشور بوجود بیاید تا حداقل خودمان از ته دل خودمان را قبول کنیم تا اگر حرفی را در دنیا زدیم چهار نفر دیگر هم آن را قبول کنند و بتوانیم حرفهایمان را به کرسی بنشانیم. این خیلی بد است که گروهی از مردم اعتقاد دارند که اگر آمریکا با عقاید خود به ایران حمله نماید بهتر است چون اعتقاد دارند که وضعیت عراق و افغانستان بعد از حمله آمریکا بسیار بهتر شده است و این را برای ایران هم می‌خواهند. یا اینکه اگر جنبشی نا صحیح در سال 88 درکشور بوجود می اید بالغ بر 10 میلیون طرفدار داشته باشد. یا اینکه افرادی که برای تحصیل به آمریکا می‌روند بیشترشان ار آن به بعد اصلا ایران را قبول نداشته باشند. به نظر من باید نقطه ضعفهایمان را از نظر صنعتی، پزشکی، اقتصادی، اجتماعی و … را در سایه تعالیم دینی چنان تقویت کنیم که این جنبه ها از نظر همه قابل قبول باشند. مثالی خدمتتان بزنم، الان وضعیت بیمارستان‌ها طوری شده است که خدای ناکرده اگر شخصی مشکل مالی دارد رسما از بهبود خود ناامید می‌گردد. دین همانطور که جنبه عرفانی و خدایی دارد، جنبه مادی و اقتصادی و اجتماعی هم داشته و باید این مسائل بر طرف بشوند. پیامبر (ص) خود در زمان قبل از پیامبری تاجر بود و تاکید بسیار زیادی برای تلاش بی شایبه برای روزی حلال داشت. الان متاسفانه به قدری نقطه ضعف در جامعه ما وجود دارد که بسیاری بواسطه آنها حتی اصل موضوع را زیر سوال می‌برند. به عنوان مثال برای چه یک جامعه باید به سمت بی حجابی برود؟ مگر در بی حجابی چه هست؟ آیا جز این است که از بعضی مسائل دینی خسته شده‌اند و این به خاطر نقطه ضعفهایمان بوده است. یا مگر رهبر معظم انقلاب تا کنون حرفی زده است که سعادتخواهی در آن آنهم برای همه نباشد؟ پس چرا نباید با وجود اینکه نمی‌توانند فلسفه عقیدتی این شخص الهی را رد کنند با او مخالفت می‌کنند؟ درست است که گناهان باعث تیرگی قلب می‌شوند و همه مسائل به بحث آبادانی اجتماع بر نمی‌گردد اما آنبخشی که مرتبط با این امر است کمک بسیار زیادی به پیش‌برد عقایدی خواهد کرد که عقاید ناب اسلامی هستند. آرزوی سلامتی برای رهبر کبیر انقلاب دارم.

به امید آنروزی که با ظهور فرزند خلف امیرالمومنین تمامی این مسائل پایان یافته و همه موارد صحیح و الهی مصداق امورات درست در این دنیا باشند.
ساعت : 7:23 pm | نویسنده : admin | مطلب بعدی
وهاب | next page | next page